مهربان . باز او [ را ] نزديك خود گردانيد به جهت كسب فضايل كه در خدمت جالينوس كرده بود ، و او را در غايت فهم و معرفت و عقل ديد ولى عهد خود ساخت .
آداب جالينوس
38 ، 56 - گفت : فايده نمىدهد علم كسى را كه عقل نباشد ، و عقل نيست آن را كه به عمل نتواند آورد « 62 » .
38 ، 57 - و گفت : كسى كه از چيزهاى حقير گذرد ، رغبت مىتواند نمود به چيزهاى بزرگ .
38 ، 58 - و گفت : صاحب حلم شو تا برسى ، و معجب مباش كه خوار مىشوى . كسى كه مهيا مىگردد از براى خدمت ، مهيا مىگردد مكافات را .
38 ، 59 - گفت : همّ زوال دل است ، و غم بيمارى دل است ، يعنى به سبب كه به او نرسيده است ، و غم به جهت چيزى كه فوت شده است .
38 ، 60 - و گفت : بيمارى كه اشتهاى طعام داشته باشد ، اميدوارتر است از صحيحى كه اشتها نداشته باشد .
38 ، 61 - و گفت : كسى كه از خوردى به ميانه روى در تدبير بدن عادت كند ، حركات شهوات او همه بر نهج اعتدال خواهد بود « 63 » و كسى كه عادت كند به منعنكردن شهوات خود از سن صبى ، و منع نكند نفس خود را از هر چه خواهد ، بدى و شر او باقى مىماند ، از براى آنكه هر چيز به بسيارى رياضت در اعمالى كه مخصوص اوست قوت مىيابد ، و سخت مىشود « 64 » و همه چيزها كه سكون را به عمل آرند ضعيف
هامش
( 62 ) - د : + آن را .
( 63 ) - د : خود بود .
( 64 ) - نسخهء دال از اينجا تا اول حكماى اسلامى افتادگى دارد .