چيدن ادويه كه در شهر بود آنها را چيده و در كيسهها نهاده مهر كرده به جهت ايشان مىفرستادند ، تا غشى و حيلهاى در آن نتوانند نمود . چون به پادشاه مىرسيد و به خزانهداران كه حكما بودند مىسپردند ، ايشان آنها « 16 » را شهرت مىدادند ، و شايع مىگردانيدند ، در آن شهر تا از آن منتفع شوند .
38 ، 10 - و جالينوس گندمگون ، مستوى الاعضاء ، پهن دوش ، كف دستها پهن ، دراز انگشت ، خوب مو ، دوست دارندهء نغمه و الحان و خواندن كتابها ، معتدل قامت ، خندهرو ، بسيار خطا بود در سخن ، كم خاموش ، بسيار سفر ، خوشبو ، پاكيزه لباس ، سوارى و پاكيزگى را دوست مىداشت ، پيش پادشاهان آمد شد مىكرد . وقتى كه فوت شد هشتاد و هفت سال داشت . از آن جمله هفده سال خورد بود و شاگردى مىكرد .
مردى بود دور همت و فاضل ، مال دار ، هر كه او را مىديد تعظيم و توقير او مىنمود .
38 ، 11 - وطن و مسكن « 17 » او ماقدونيه بود از شهرهاى يونان .
[ پادشاه روزگارش ] عدالت را در ميان ايشان رواج داد ، و در ميان امثال و اقران و اهل زمان جالينوس [ نزد او ] معروف و مخصوص « 18 » به فضل و قوت بود ، و ظاهر [ كرد ] بر مردمان فضل و دانش خود [ او ] را ، [ و اطلاق كرد براى جالينوس تودع را ] « 19 » .
38 ، 12 - و جالينوس را در آنچه توقع داشتند از ديگر اطبا و اهل معرفت از آن كسانى كه در خدمت ملوك بودند و تعاهد « 20 » حال ايشان مىنمودند واگذاشتند به حال خود « 21 » .
38 ، 13 - در بلاد مغرب پادشاهى بود به غايت بزرگ و عالى مقدار كه
هامش
( 16 ) - د : بودند آنها را .
( 17 ) - د : و وطن مسكن .
( 18 ) - اساس : معروف مخصوص ، د : مخصوص معروف .
( 19 ) - اساس : ندارد .
( 20 ) - د : كه خدمت ملوك را تعاهد .
( 21 ) - د : « واگذاشتند به حال خود » ندارد .