12 ، 9 - آداب افلاطون و حكمت او .
حكيم « 21 » الهى است كه هر كه بعد ازو آمده از علما و حكما او را به پيشوائى مسلم دارند . و هرگاه خواهى كه مشاهدهء بزرگى و كثرت « 22 » علوم او كنى ، درين مكان عليهء « 23 » رفيعه ؛ نظر كن به وسعت علم ارسطو كه اثر اوست ، زيرا كه ارسطو تصنيف و تأليف كرده است جميع علوم را از ادنى تا اعلى ، خلاصه « 24 » و ثمره و بار آن چيز است كه افلاطون كاشته و نشانده است . سخن در فضل او بسيار است ، و زبان از ستايش او قاصر .
12 ، 10 - افلاطون مردمان را وعظ مىفرمود كه : اى مردمان بشنويد سخن مرا ، و شكر كنيد حضرت بارى را بر نعمتى كه بر شما ارزانى داشته است ، و بدانيد كه حق سبحانه و تعالى مواهب و نعمتهاى خود را بر خلايق « 25 » موجودات بر سبيل مساوات فايز گردانيده ، و قسمت نموده است ، همه را رسانيده ، پس بفهميد و اعتبار گيريد از سخن من كه نعمت صحت كه حق تعالى « 26 » عام ساخته آن را به جهت همهء خلايق ، و به وسيلهء مراتب دنيا و توانگرى كسى [ 48 - الف ] به آن نمىرسد و به واسطهء پريشانى كسى از آن « 27 » بىبهره نمىماند . و جميع آن چيزى كه فخر خواهان به آن فخر كنند به نعمت صحت به دست مىآيد . و همچنين است ادراك و فهميدن كه آن نيز « 28 » نعمتى است شامل مر همه جانداران را . به جهت اعطاى اين نعم است ، و صرف آفات « 29 » كه بر شما واجب ساخته است شكر شبانروزى را ، پس مگردانيد « 30 » فكر خود را از توجه به چيزهائى كه شما را به آنها حاجت نيست ، و بدانيد كه آنچه در خلقت شماست او سنت و كار طبيعت است و شما را در آنچه با خلقت شماست
هامش
( 21 ) - د : و او حكيم .
( 22 ) - اساس : مشاهدهء كثرت .
( 23 ) - اساس : علميه .
( 24 ) - د : همه خلاصه .
( 25 ) - د : بخلايق .
( 26 ) - د : حق سبحانه و تعالى .
( 27 ) - د : ازو .
( 28 ) - د : است كه ادراك و فهميدن آن نيز .
( 29 ) - د : اوقات .
( 30 ) - د : بگردانيد .