7 - آداب طاط « 1 »
و اين صاب پسر ادريس است « 2 » . به او منسوباند حنفاء كه ايشان را صابيون « 3 » گويند . از سخنان اوست :
7 ، 1 - كسى كه صاحب عقل نيست ، غضب را مغلوب و زيردست خود نمىتواند كرد .
7 ، 2 - و پادشاه عاقل به رفق و مدارا مىرسد به جائى كه به جور و صولت نتوان رسيد « 4 » . خصوصا با نيكان و گزيدگان . طريق پادشاه صاحب راى اينست كه اعتبار كند مردان را به كردار ايشان ، نه به جثه و بزرگى جسم ايشان . با كسى كه قدرت دفع آن « 5 » نداشته باشد ، مخالفت اظهار نكند « 6 » .
7 ، 3 - و گفت : هرگاه پادشاه جمع سازد مال را ، و صرف نكند جايى كه صرفش ضروريست ، اين سبب ضايع ساختن مال مىشود با تضييع مملكت .
7 ، 4 - و گفت كه : شعلهء آتش بىباد اگر چه ضعيف است عمل او ؛ دير مىكشد به سوختن او .
7 ، 5 - و گفت : جمع ساختن مال محتاج است به اعوان ، و مددكاران
هامش
( 1 ) - د : صاب بن ادريس عليه السلام .
( 2 ) - د : ندارد .
( 3 ) - د : صابيان .
( 4 ) - د : نتواند رسيد .
( 5 ) - د : او .
( 6 ) - د : نكنند .