[ مقدمة ]
بسم اللّه الرحمن الرحيم و به نستعين 1 - اى حكيم على الاطلاق و اى داناى باستحقاق ، تا از خودىخود برنيائيم چگونه بلبل زبان را به حمد تو سرائيم ، بارى به تبعيت بزرگان و پيروى آداب ايشان لنگ لنگان قدمى برمىداريم و مىگوئيم :
سپاس بىقياس ترا سزد كه از تست دانائى ما و به تست شنوائى ما و گويائى ما ، همه آغازها به تو آغاز و تو بىآغاز ، و همه انجامها به تو انجام و تو بىانجام . دورى در غايت نزديكى و نزديكى در غايت دورى ، آنچه ما در وصف تو گوئيم به قدر يافت و ادراك ماست ، و رتبهء تو بيرون از يافتها و ادراكهاست ، صفحهء ستايش ما سجل نادانى ما و عاجزى ماست ، افسانهء شناخت ما همان حكايت كور و سهاست ، تكاپوى ما در طلبت چون استقبال پشه با صرصر و صباست ، دلرا گفتم كه خداست كه سزاوار ثناست ، گفت قصهء دويى بگذار كه خداى « 1 » يكتاست .
اين ثناها گفتنم ترك ثناست * كين دليل هستى و هستى خطاست
« 2 » 2 - و درود نامحدود بر حكيمان الهى و بار يافتگان عالم نامتناهى كه پيش ضمير الهامپذيرشان حكايات ماضى و استقبال حال است ، و در نظر قدسى اثرشان حقايق و احوال اشياء ثابت و بىزوال ، و در علاج سوء مزاج نفوس امارهء اشخاص بشرى به كلمات حكمتآميز
هامش
( 1 ) - د : خدا
( 2 ) - د : بيت را ندارد .