گويند كه محمد فاتح به هر يك ده هزار درهم داده و استرى گرانبها بر خواجهزاده افزوده است و طوسى ازين روى به ايران گريخته است .
ابن مؤيد ميگويد كه من نزد جلال الدين محمد دوانى رفتم و دفتر خواجه را به دو دادم خواند و گفت كه مرا آسوده ساختى و گر نه من ميخواستم خودم چنين داورى را بنويسم ( چلبى - بروكلمن 2 : 224 ذيل 2 : 322 ) .
عبد الرحمن جامى در الدرة الفاخرة ساختهء 886 از انديشهء غزالى پيروى كرده است .
شمس الدين احمد ابن كمال پاشا درگذشته 941 بر تهافت خواجهزاده تعليقهاى دارد ( ظاهريه ص 528 ش 5902 در 37 برگ ) .
حكيم شاه محمد قزوينى شاگرد دوانى درگذشتهء 944 هم بر آن حاشيهاى نوشته است ( ص لب ترجمهء مجالس النفائس چاپ حكمت از روى الشقائق النعمانية ) .
محمد امين درگذشتهء 1149 هم دفترى دربارهء تهافت خواجهزاده ساخته است .
همچنين اسعد يانوى درگذشته 1143 ( ديباچهء فرانسوى بوئيژ بر چاپ تهافت التهافت
XX
و
IVX (
.
بنوشتهء بوئيژ
XX
عبد الرزاق لاهيجى در شوارق الالهام ( 2 : 25 - 28 ) بندهايى از تهافت التهافت گذارده است .
چلبى از تهافت معين الدين يادى مىكند و بس .
شهرستانى در نهاية الاقدام فى علم الكلام خود مورخ 538 ( نامهء آستان قدس 26 و 27 : 74 گفتار من ) بيست مساله گذارده و در آنها از فيلسوفان خرده گرفته است ، اين مسائل جز آنها است كه غزالى در تهافت آورده است .
هم او راست مصارعة الفلاسفه كه در آن مىخواست هفت