[ ديباچه ]
سرگذشت و پندار و گفتار فيلسوفان نامور روزگار و تاريخ آن
روش دانشمندان بر اين است كه در آغاز بررسى خويش از سرچشمه و بنياد كار خود و از نوشتهها و اسناد و مداركى كه آنان را به كار آيد كاوش كنند و بحثى تاريخى در پيشاپيش نگارش خود بياورند .
در تاريخ فلسفه نيز از اين آيين بدر نشده و در آغاز آن در بسيارى از دفترها اين بررسى را آوردهاند .
جستجوى از اين نوشتهها و سندها و گواهىها كه در اين تاريخ به كار مىرود و ردهبندى و شناخت زمان آنها خود كاوشى است پسنديده و دلكش ، مگر اينكه بسيار دشوار هم هست ، چه بسيارى از آنها از ميان رفته و بايستى از لابلاى دفترهاى ديگر سراغ آنها را گرفت و شناخت .
در فرهنگ ما نيز اين گونه نوشتهها به چنين سرنوشتى دچار شده و بسيارى از تاريخهاى فيلسوفان كه داشتهايم اكنون در دست ما نيست و تنها يادى از آنها در دفترهاى ديگر بازمانده است و چه بسيار كه هيچ نشان و سراغى از آنها نداريم .
چنين جستارى را براى نگارش تاريخ فلسفه هيستوريگرافى « 1 »
هامش
( 1 ) -Historiographie