دونلپ آن را « كورلس » « 59 » خوانده كه همان « سيريل » اسكندرانى باشد وردى بر يوليانوس امپراطور دارد ( ص 10 و 185 و 190 ) .
شهرستانى ( 182 ) سخنى از فلوطرخس ( ص 104 ) مىآورد كه نزديك است به آنچه در صوان الحكمة ( 82 ) مىبينيم . گويا پيداست كه او از اراء طبيعيه گرفته است نه از صوان الحكمة .
او فلسفهء ارسطو را در شانزده بخش گذارده و بدان ژرف نگريسته است و در اينجا ميگويد كه من از گزارش ثامسطيوس بر الهى و از سخن ابن سينا ( 2 : 365 - 339 ) انديشهء ارسطو را مىآورم ( 367 و 395 ) او در آغاز نهاية الاقدام از آنچه كه در ملل و نحل نوشته است ياد نمود . امام رازى در مناظرات ( ص 25 چاپ 1355 دكن ) مىنويسد كه شهرستانى اندكى از صوان الحكمة گرفته است .
من سخنان او را با صوان الحكمة و مختار الحكم سنجيدم ، ديدم چندان پيوندى با هم ندارند .
اشكورى در محبوب القلوب گذشته از شهرزورى از شهرستانى هم بهرهمند شده است .
( دائرة المعارف اسلامى 4 : 272 - بروكلمن 1 : 428 ذيل 762 - نامهء آستان قدس 26 و 27 و 28 و 35 گفتار من - گفتار محمد شفيع در فهرست نگارشهاى شهرستانى در ارينتال كالج ميگزين فوريه 1932 ) .
نمودارى از سخنان شهرستانى را در قبسات داماد استرآبادى مىبينيم ( فهرست نامها ) پيش از وى شمس الدين محمد خفرى درگذشتهء 957 ( مجلهء جاويدان خرد 1 : 2 ص 42 ) در پايان اثبات الواجب ( نسخههاى 7 / 926 و 18 / 1030 و 5 / 1074 دانشگاه ) آنها را آورده است .
هامش
( 59 ) -Kurillus