است و هم يادداشتهاى چند تن ديگر كه با او هم روزگار يا شاگرد او بودهاند .
پس « تعاليق » سجستانى جز صوان الحكمة او خواهد بود ( گفتار دونلپ دربارهء اين دفتر ص 84 و ديباچهء او بر اين چاپ ص 14 و 25 ) .
بيهقى در ديباچهء تتمهء دو بار و همچنين در سرگذشت سجستانى از « مصنف كتاب صوان الحكمة » ياد مىكند . امام رازى در المناظرات ( 39 ) ميگويد كه شهرستانى در الملل و النحل اندكى از آن آورده و آن خود رسا است و نيازى به كار شهرستانى ندارد . اين را هم ميدانيم كه شهرستانى بيشتر از آراء طبيعية ايتيوس بهره برده است ، و بيشتر آن پندار فيلسوفان است نه سخنان پسنديدهء پندوار آنها .
قفطى ( فهرست نامها ) از سجستانى سخنانى مىآورد و پيداست كه از دفتر او بايد گرفته باشد .
بندهاى شمارهء 261 تا 309 صوان الحكمة چنان كه دونلپ ( ص 26 ديباچه ) بررسى كرده است در مقابسات هم آمده است ، پس توحيدى از صوان الحكمة بهره برده است . در مقابسات در بسيارى از جاها به سخنان سجستانى به روش گفتگو يا پاسخ پرسشها يا گفتارى ساده برمىخوريم .
از صوان الحكمة و تتمة و اتمام التتمة چند نسخهاى داريم :
1 - دامادزاده استانبول نوشتهء 639 در 32 برگ كه همان اتمام التتمة است .
2 - مرادملا 1408 نوشتهء 633 كه برخى آن را اصل گزيننده و نگارنده دانستند .
3 - بشير آغا 494 نوشتهء 681 نوشتهء ابو الحسن على بن موفق متطبب .
4 - كوپرولو 902 از سدهء 7 و 8 .
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى ) — صفحة ديباچه 134
مساهمون: شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري
صديباچه ١٣٤