اشفاقه و احسانه ، و نوّر قبور مواضيه و اسلافه .
و آن كتاب بشرف مطالعهء او رسيد ، ازين بندهء ضعيف نحيف فقير درخواه كرد ، كه آن را از تازى با فارسى نقل كند ، تا چنانچ عربيّتدانان از آن مستفيد شوند ، فارسىخوانان نيز از آن مستفيد شوند . هر چند كه [ اين بنده استعفا ] « 1 » نمود ، [ و كفت ] « 1 » كه مرا قابليّت و استعداد اين شغل نيست ، از جومن ضعيفى چكونه اين عمل قوى آيد ؟ ! قبول نكرد ، و عفو نفرمود ، و حمل بر خويشتندارى و تقصير خدمت كرد .
و نيز اشارت بندكيش به نسبت با اين كمينه ، اشارت « من اشارته حكم و طاعته غنم » « 2 » بود .
هامش
1 - خواجه تاج الدين على اصيل ، فرزند خواجه اصيل الدين ، و نواده على صفى . آغاز حكومتش در سال 736 هجرى بود ، و در بقعه گنبد سبز با پدرش مدفون است .
2 - خواجه على صفى ، فرزند عز الدين اسحاق ، و نواده على صفى ، حكومت از حدود سال 759 تا 780 هجرى .
3 - خواجه ابراهيم قمى
4 - خواجه اصيل الدين ، كه در اوائل دهه آخر قرن 8 هجرى فرمانرواى قم بود .
5 - خواجه فخر الدين بن خواجه عماد الدين ، كه به دستور او « تاريخ قم » در سال 805 - 806 ترجمه شد . به گفته دكتر مدرسى عمر امارت او كوتاه بود ، زيرا در سال 807 ه برادرش خواجه محمد قمى فرمانرواى قم بوده است ، و شايد علت ناتمامماندن ترجمه « تاريخ قم » نيز به علت انقضاى دوره امارت او بوده باشد .
6 - خواجه محمد قمّى ، فرزند خواجه عماد الدين محمود ، فرزند امير شمس الدين محمد بن على صفى . او آخرين امير خاندان على صفى است كه با كشته شدن او در سال 815 هجرى ، و استيلاى اسكندر بن عمر شيخ فرزند تيمور ، دوران امارت اين خاندان بسر آمد .
نگاه كنيد به : ( مقاله : « خاندان على صفى » ، شهريارانى گمنام ، در شمارههاى 1 - 4 سال هشتم مجله بررسيهاى تاريخى ، و قمنامه 37 - 1 ) .
( 1 ) . در نسخه اصل بياض ، و افزوده از نسخه چاپى و ديگر نسخهها .
( 2 ) . كسى كه اشاره او حكم است ، و اطاعت از او غنيمت .