و روايت كردهاند ، كه :
« جماعتى از مردم رى در صحبت أبى عبد اللّه الصادق عليه السّلم درآمدند ، و كفتند :
ما از مردم و اهل رىايم .
أبى عبد اللّه الصادق عليه السّلم فرمود : مرحبا « 1 » ، براذران مرا از اهل و مردم قم .
مردمان كفتند : اى امام ، ما از مردمان رىايم .
ديكر باره صادق عليه السّلم فرمود : مرحبا ، براذران ما را از اهل قم .
تا آن جماعت سه كرّت « 2 » اين سخن را تكرار كردند ، و امام هر نوبت مىفرمود :
مرحبا ، براذران قمّيان ما را .
پس امام فرمود : خذآئرا حرميست ؛ و آن مكّه است . و رسول خذا را حرمى است ؛ و آن مدينه است . و امير المؤمنين علىّ را حرمى است ؛ و آن كوفه است . و ما را حرمى است ؛ و آن شهر قم است . بدانيد كه زود باشد كه به شهر قم زنى از فرزندان من ، فاطمه نام ، دفن كنند ، و هر كس كه زيارت او دريابد ، ببهشت رود ، و بهشت او را واجب شود .
راوى ميكويد كه : در آن زمان كه أبى عبد اللّه الصّادق عليه السّلم اين سخن فرمود ، موسىء كاظم در شكم ماذرش هنوز پيدا نشده بود ، و ماذرش بذو حامله نكشته » « 3 » .
و در روايتى ديكر ، هم از صادق عليه السّلم روايتست ، كه :
« زيارت قبر فاطمه عليها السّلم ، معادل و موازى و برابر بهشتست بىشك » « 4 » .
هامش
( 1 ) . مرحبا : خوشآمدگويى .
( 2 ) . كرّه : بار ، مرتبه .
( 3 ) . اين روايت را علامه مجلسى در ( بحار الانوار : 60 / 216 ) به همين سند از تاريخ قم نقل كرده است .
( 4 ) . اين روايت را علّامه مجلسى در ( بحار الانوار : 60 / 219 ) به نقل از كتاب ( تاريخ المشاهد و