و روايت صحيح و درست آنست ، كه :
« چون خبر بآل سعد « 1 » رسيد ، همه اتفاق كردند كه قصد ستى « 2 » فاطمه كنند ، و ازو درخواه نمايند كه بقم آيد . از ميانهء ايشان موسىء بن خزرج تنها هم در آنشب بيرون آمد ، و چون بشرف ملازمت ستّى فاطمه رسيد ، زمام ناقهء « 3 » او بكرفت ، و بجانب شهر بكشيد ، و بسرآىء « 4 » خود او را فرود آورد ، و هفده روز در حيوة بود . چون او را وفات رسيد ، بعد از تغسيل و تكفين و نماز ، موسىء بن خزرج در زمينى كه او را بود ببابلان ، آنجا كه امروز روضهء مقدسهء اوست دفن كرد ، و بر سر تربت او از بورياها « 5 » سايهء ساخته بودند ، تا آنگاه كه زينب دختر محمّد بن على الرّضا عليهم السّلم اين قبّه بر سر تربت او بنا نهاد » .
هامش
( 1 ) . يعنى خاندان سعد بن مالك بن أحوص أشعرى ، كه بانفوذترين تيره از تيرههاى خاندان أشعرى ساكن در قم در آن دوره بودند .
( 2 ) . السيّدة ( - بانو ) و جمع آن : السيّدات و مخفّف آن ستّات است ، به معناى بانوان ، و مجازا مخفّف آن ( ستّى ) نيز به معناى بانو از ديرباز در زبان عربى استفاده شده است .
( 3 ) . ناقه : شتر .
( 4 ) . سراى موسى بن خزرج أشعرى در جنوب شهر قديم قديم ، و در غرب ميدان زكريا بن آدم قرار داشته است ، و يكى از معدود آثار باقيمانده از آن دوران تا كنون بشمار مىرود ، البته به نظر مىآيد بخش كوچكى از سراى موسى بن خزرج - كه همان استراحتگاه يا نمازخانه حضرت - هم اكنون باقى مانده باشد ، و ديگر قسمتهاى سراى او جزئى از ميدان و كوچههاى پيرامون گرديده باشد .
( 5 ) . بوريا : حصير بافتهشده از نى ، در لسان العرب آمده است : ( البورى و البورية و البورياء و البارى و البارياء و الباريّة : فارسى معرّب ، قيل : الحصير المنسوج ، و في الصحاح : التى من القصب . قال الأصمعيّ : البورياء بالفارسيّة ، و هو بالعربية بارىّ و بورى ) . و در « المعرب من الكلام الأعجمى ص 46 » آمده است : ( قال ابن قتيبة : البورياء بالفارسيّة ، و هى بالعربيّة :
بارى و بورى ) .