أبى عبد اللّه عليه السّلم ، كه او فرمود ، كه :
« جدّ ما محمّد مصطفى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، فرموده است كه :
زود باشد كه من روز قيامت از برآىء چهار طآئفه ، و چهار صنف مردم ، شفاعت كنم ، و اكر به مثل ايشانرا كناه همه اهل دنيا بود :
اوّل : كسى كه از برآىء ذريّت من شمشير كشد ، و ايشانرا نصرت و يارى دهد « 1 » .
دوّم : مردى كه ذريّت مرا در حال فقر و فاقه و دستتنكى ، بذانچ در دست او باشد از مال « 2 » و منال سخاوت كند ، و با ايشان بخشش نمايد .
سئم : مردى كه ذريّت مرا بدل و زبان دوست دارد .
چهارم : مردى كه [ چون ] ذريّت من مضطر و عاجز و درمانده باشند ، حاجتى از حاجات ايشان برآرد ، و در كذاردن حاجات ايشان سعى نمايد » « 3 » .
[ 5 ] و احمد بن محمّد ، از ابراهيم بن محمد ثقفى ، و او از على بن معلّى ، و او از هذيل ابن حنّان ، و او از براذر خود روايت مىكند ، كه او كفت ، كه :
« حضرت صادق عليه السّلم [ را ] گفتم ، كه :
« مرا پيش يكى از آل محمّد حقّى و مالى بود ، و به من نميداد ، و دفع و مطل « 4 » مىنمود ، پس بذان سبب من او را سخن درشت كفتم ، و بر آن پشيمانم .
صادق عليه السّلم فرمود كه : آل محمّد را دوست داريد ، و ذمتهآىء ايشانرا برى « 5 »
هامش
( 1 ) . در نسخهء چاپى : نصرت دهد ، و يارى كند .
( 2 ) . در اصل : مغال .
( 3 ) . الكافي : 4 / 60 حديث 9 ، من لا يحضره الفقيه : 2 / 36 ح 2 ، الخصال : 196 .
( 4 ) . دفع : راندن ، مطل : در مصباح المنير آمده است : ( مطله بدينه : اذا سوّفه بوعد الوفاء مرة بعد اخرى ) ، مطل يعنى عقب انداختن پرداخت قرض با وعده پس وعدهدادن .
( 5 ) . برىء : رهانيدن ، آزادكردن .