و أهل دينور اختيار كردند كه از وضيعتهآء ايشان بعضى تخفيف كنند ، پس چنان كردند ، و نفع و فآئدهء آن بهمهء مردم برسيد ، و از پس ايشان بفرزندان ايشان .
و شرط كردند كه عمّال ، هر يك سال ارتفاع هر ضيعهء كه اهل آن حاصل كنند ، و بدست آرند ، باز بينند ، و چون واقف شوند ، و بر آن چيز كه در دست ايشان بكذارند ، تا ديه را بذان باصلاح آرند ، و هر سال مثل آن ازيشان طلب دارند و بستانند .
راوى كويد كه : آفت همدان از بسيارىء برفست ، و اندكىء آن .
اما بسيارىء برف : كشت را قطع مىكرداند ، و زراعت را بازپس مىاندازد .
و اما اندكىء برف : سبب اندكى آب مىشود ، و بسبب آن كروم « 1 » در غلّه مىافتد ، و چشمها خوشيده مىكردند ، و كشت از بىآبى « 2 » نقصان « 3 » مىپذيرد .
راوى كويد كه : ضيعت محصّل « 4 » بدينور در دست عامل بود يكسال ، تا بر ارتفاع آن واقف شد ، پس آن ضيعت را بذان قدر ارتفاع به صاحبش داد .
و بهمدان از ضيعت محصّل ، هيچ « 5 » چيز به دو نميدادند ، الّا در ايام احمد بن محمّد منصور بن بسام « 6 » .
و آوردهاند كه : عجز « 7 » هر رستاقى از رستاق همدان ، ديكر باره بر سآئر ارباب خراج قسمت مىكردند ، چنانج بهر هزار درهم ده درهم برسيد ، و بعد از آن به بيست درهم ، تا بسى درهم .
هامش
( 1 ) . كروم : جمع عربى غير قياسى و نادرست كلمه فارسى « كرم » .
( 2 ) . در نسخه چاپى : از پى آن .
( 3 ) . كمبود و كاهش .
( 4 ) . محصّل : اسم مفعول حاصل به معناى بدستآمده و توليدشده ، و « ضيعت محصّل » يعنى زمينهاى كشاورزى كه از آن محصول بدست مىآيد .
( 5 ) . در نسخه اصل : پنج .
( 6 ) . ؟
( 7 ) . عجز : كاهش و ناتوانى .