معتضد سبب آن پرسيد ؟ ، پس عبيد اللّه « 1 » شرح آن باز راند .
پس معتضد فرمود : حيلت و تدبير چيست ، در آنك استفتاح و ابتدآى خراج ، در وقت ادراك غلّات بود ، چه خراج بر غلّات و ارتفاع است ؟
پس عبيد اللّه وزير حساب كرد ، و بسيار فكر و انديشه نمود ، و حال آنكه از آن سال باز كه كبيسهء در آن ترك كرده بودند ، تا اثنتين و ثمانين و مائتين « 2 » هجريّه ، دويست و چهل سال كذشته بود .
پس عبيد اللّه وزير فرمود كه : وظيفه آنست كه ما دو ماه واپس كذاريم ، و رسم استفتاح بر ماه سريانيان « 3 » نهيم ، تا أبد بر يك حال بماند ، و متغيّر نكردد ، زيرا كه ايشان كبيسهء ربع معتبر مىدارند ، و رعايت آن مىنمايند .
پس دو ماه را واپس كذاشتند ، تا روز اوّل ماه خرداد ، تا سنهء اربع و ثمانين و مائه « 4 » يزدجرديه ، و آن روز روز چهارشنبه بود ، سيزده روز از ماه ربيع الآخر گذشته ، لسنة اثنتين و ثمانين و مائتين « 5 » هجريه ، روز را نوروز معتضد « 6 » نام كردند ؛ بسبب وضعكردن او استفتاح و
هامش
( 1 ) . در اصل : عبد .
( 2 ) . در اصل و تمامى نسخ رقم صدگان ( مائه ) ضبط شده ، كه خطاست ، و صحيح آن بايد ( اثنتين و ثمانين و مائتين ) ، يعنى سال 282 هجرى بوده باشد ، تا تناسب با سالهاى خلافت معتضد و وزارت عبيد اللّه بن سليمان داشته باشد .
( 3 ) . مقصود ماههاى روم شرقى است ، كه همچون ماههاى شمسى ايرانى همواره ثابت است ، و همواره روز 11 آذار / مارس ، برابر با روز اول فروردين جلالى ، و آغاز اعتدال ربيعى يا بهار است .
( 4 ) . سال 184 يزدگردى .
( 5 ) . در أصل : « مائه » آمده است ، كه خطا است و بايد « مئتين » يعنى سال 282 بوده باشد ، تا با دوره خلافت المعتضد باللّه تطابق يابد .
( 6 ) . درباره نوروز معتضدى در كتاب « گاهشمارى و جشنهاى ايرانيان باستان ص 322 » آمده است :