آنج از مال صلح استخراج كرد ، وضع « 1 » كرد و بنهاد ، چه آن از اين عمل « 2 » موضوع « 3 » بود .
پس خالص استخراج او - سواى بقاياى سنهء اثنتى « 4 » - : چهارده هزار و چهارصد و هشتاد و هشت دينار باشد .
و باقى از استخراج بشر بن فرج : صد و پنجاه هزار ، و چهارصد و جهل و جهار دينار .
استخراج احمد بن محمّد : - أيضا تا بوقت مصارفهء - هفتهزار دينار .
بعد از آن باقى ماند در شهر ، با آنج بر اهل اطراف ، و عمر بن عبد العزيز ، و اسباب « 5 » او ، و ضعفآى « 6 » شهر ، و كريزندكان « 7 » ، و كميافتكان ، و ناپديدشوندكان « 8 » موجّه شده ، زر سرخ :
بيست هزار و هفتصد و جهل و هفت دينار ، و ثلثى ثلثى عشر .
ازين جملهء ، بر اهل اطراف ، و عمر بن عبد العزيز ، و اسباب او : هشتهزار و صد دينار ، و بر سآئر اهل كورها : دوازده هزار و شصّد و جهل و هفت دينار ، و ثلثى ثلثى عشر .
و مبلغ مال وظيفهء خراج بذين كوره ، سنهء خمس و ثمانين و مائتين « 9 » ، با مال منقول : سهزار هزار و شصّد و پنجاه و شش هزار و شصّد و پانزده درهم .
كسور آن : - بهر هزار درهم ، سيزده درهم - : چهل و هفت هزار و پانصد و سى و شش درهم .
هامش
( 1 ) . برداشتن و از حساب خارجكردن .
( 2 ) . « عمل » مقصود عامل جمعآورى خراج است ، مصنّف مىگويد كه آنچه را از اموال خراج محاسبه كرده بود ، از صورت حساب خود بيرون نهاد زيرا ضمن محدوده او بشمار نمىرفت .
( 3 ) . در اصل : موضع كه خطاست ، و صحيح آن « موضوع » است يعنى برداشتهشده .
( 4 ) . جز مقدار خراج باقيمانده از سال دو ، يعنى سال 282 هجرى .
( 5 ) . يعنى منسوبين سببى عمر بن عبد العزيز بطور مطلق .
( 6 ) . ضعفا : جمع « ضعيف » كسانى كه توانايى و تمكن پرداخت خراج را ندارند .
( 7 ) . كسانى كه از پرداخت خراج سر باز زده و از برابر مأموران ديوان خراج مىگريزند .
( 8 ) . كسانى كه بر اثر غيبت ماليات نپرداختهاند ، ليكن غيبت آنها با عذر موجه است نه براى فرار از پرداخت خراج .
( 9 ) . سال 285 هجرى .