و در كتاب مجوس « 1 » جنين يافتهام ، كه :
بر آتش آذرجشنسف فرشتهء موكّلست ، و ببركه « 2 » همچنين فرشتهء است . و بكوهى از ناحيت آن - كه آن را سبلان كويند - همچنين ملكى است ، و اين فرشتكان مأموراند بتقويت و تمشيت صواحب جيوش « 3 » .
پس انوشروان كفت : مرا دست نميدهد كه آتش آذرجشنسف و آتش بركه ، به سبلان نقل كنم ، تا اين هر سه آتش بيكجا جمع شوند ، فامّا من آتش آذرجشنسف به آتش بركه نقل كنم ، تا هر دو ملك يكديكر را معاونت مىكنند .
و امّا آتش زردشت : آتشى است كه بناحيت نيسابور بوده است ، و آن را از آنجا نقل نكردهاند ، و از جملهء اصول « 4 » آتشها بوده است .
و آن آتش كه مجوس در آن غلوّ كردهاند ، آتش آذرجشنسف است ، كه بمزدجان « 5 » بوده است .
و متوكلى « 6 » چنين كويد ، كه :
يكى از مجوس كه آتش آذرجشنسف ديده بود ، مرا حديث كرد ، و كفت كه :
هامش
( 1 ) . كتاب مجوس ظاهرا نام ديگر « كتاب سير الملوك العجم » ، نوشته أبو على عبد الرحمن بن عيسى ابن حمّاد همدانى ، معروف به كاتب بكر بن عبد العزيز است ، اين كتاب يكى از منابع قمّى در تدوين تاريخ قم است .
( 2 ) . بركه : به معناى آبگير .
( 3 ) . صواحب : جمع ناصحيح صاحب ، كه درست آن أصحاب است . جيوش : جمع جيش يا لشكريان ، و صواحب جيوش به معناى سركردگان و فرماندهان لشكر .
( 4 ) . آتش مادر .
( 5 ) . در نسخهء اصل : بفردجان .
( 6 ) . ؟