و برافروخته ، و آن را چندين اوقافست .
و كويند كه : نميور سه براذر بنا كردهاند : درونه ، و يزدانفست ، و ستيستاد .
و خفرهاد : خواهر ايشان خفريده بنا كرده است ، و بنام خود نام نهاده .
و گويند كه : خفرهاد بن سهره ، براذر سيّاران بنا كرده است ، و بنام خود نهاده ، و آن بنآئى عجبست ، و تا اليوم قائم و محكم است ، و نقشهآىء آن باقىاند ، كوئيا نقّاشان و صانعان آن با مداد در آن آمدهاند ، و شبانكاه بيرون رفته .
و صحيح آنست كه آتشكدهء آن ، بشتاسف ملك بنا كرده است . و خفرهاد ؛ بندويهء بن سنفاد ، خال « 1 » كسرى پرويز بنا كرده است ، چنانچ شرح آن در اخبار او كذشت .
[ در ذكر قاسان ]
قاسان « 2 » : ذكر قاسان اينجا ياد كردم ، بواسطهء آنك بيشترين ضياع آن با حوز « 3 » قم كرفتهاند .
ابن مقفّع كويد كه : هر دو قاسانرا « 4 » به دو قاسان ، پسران خراسان نام كردهاند .
و چنين كويند كه : قاسان اكبر ابن الضّحاك است ، كه او را بيوراسف ميخوانند « 5 » ، و قاسان اصغر پسر افريدون است .
هامش
( 1 ) . دائى .
( 2 ) . در كتابهاى جغرافيا از دو شهر بنام قاسان ياد شده است ، يكى در ماوراء النهر و ديگرى در مركز فلات ايران ، و اعلام و رجال بسيارى به هر دو شهر منسوبند ، از اين رو براى تمييز اين دو از يكديگر ، نخستين را با نام قاسان و نسبت به دو را قاسانى يا كاسانى ، و دومين را قاشان يا كاشان و نسبت به آن را قاشانى و كاشانى قرار دادهاند . جغرافىنويسان اسلامى به تفصيل درباره اين شهر كه در 80 كيلومترى جنوب قم واقع است سخن گفتهاند ، و مستوفى مىگويد كاشان را زبيده همسر هارون بنا كرده است ( بلدان الخلافة الشرقية : ص 244 ) .
( 3 ) . يعنى برغم آن كه كاشان از حدود قم بدور است ، ليكن از جهت ثبت در ديوان نفوس و خراج ، روستاها و ضياع آن را جزو حوزه مستملكات قم به حساب آوردهاند .
( 4 ) . ظاهرا اشاره به قاسان ايران و قاسان ما وراء النهر است .
( 5 ) . در نسخه چاپى : ميخواندند .