« ذكر جوئهآى « 1 » قم و نواحى آن »
اول جوئى كه به شهر روانه شد ، جوى سعد است ، كه آن را سعد بن مالك بن أحوص « 2 » روانه كرد ، باديهىء كه آن را احداث كرده بود ، بر در دروازه رى « 3 » ، كه آن را سعدآباد ميخوانند .
و چنين كويند ، كه : « سعد مردان كارى را از قومشان « 4 » و قنّاء آن و برزيكران معدّ « 5 » كرد ، با كلنگها و بيلها و ساير اسباب و آلات حفر ، تا چون شب درآمد اين جوى را بر ميان شهر بركرفت ، و آب را در آن روانه كرد . و چون صبح صادق برآمد ، آب را از شهر بيرون برده بود . و بواسطه كثرت و بسيارى آن ( آب ) « 6 » ، بر حدود سرآهاىء مردم روان شده بود ، و بر موضعهآىء كه آن را حريم و مانع نبود ، و بسبب آن منع مىنمودند « 7 » » .
هامش
( 1 ) . مقصود از اين جويها ، انشعاباتى است كه از رودخانه اصلى قم به منظور آبرسانى به كشتزارها گرفته شده است .
( 2 ) . او نواده يكى از دو برادر ( أحوص و عبد اللّه ) اشعرى از اهالى كوفه است ، كه به قم هجرت كرده ، و شهر قم اسلامى را برپا كردند .
( 3 ) . امروزه همچنان اين محله در شهر كهن قم به نام دروازه رى مشهور و برقرار مىباشد ، اين محلّه در بخش شمال خيابان آذر ( پايين شهر ) ، و در شمال بازار و ميدان كهنه و شمال غرب مسجد جامع ( يا جمعه ) مىباشد .
( 4 ) . معرّب كموش است كه در بعضى ولايات ايران چاهكن را گويند ، همچنين قنّاء آن كه جمع قنّاء يا مقنّي است .
( 5 ) . در نسخهء چاپى ، ص 50 : مقرر . و معدّ به معناى آمادهكردن و فراهمآوردن است .
( 6 ) . افزوده از نسخه چاپى : ص 50 .
( 7 ) . در نسخه چاپى و نسخههاى خطى : مىنمودند ، ليكن ظاهرا صحيح آن : نمىنمودند است .
چنان كه در نسخهاى از تاريخ قم آمده و مرحوم سيّد جلال الدين تهرانى در پاورقى صفحه 50 تاريخ قم چاپى ، بدان اشاره نموده است .