اوقات خراب مىكردد ؛ چنانك ما در زيان و خرابىء آن با شما شريكيم ، در نفع و فائدهء آن در ايّام تابستان و بهار و خريف « 1 » ما را شريك كردانيد .
أهل ثيمره و أنار قبول نكردند ، و از آن امتناع نمودند ، و در حصار و كوشكها كريختند ، و محاصره « 2 » كردند .
پس جون حال ميان ايشان بذين رسيد ، عرب دست برآوردند ، و سدها كه در ميان رودخانها نهاده بودند مجموع خراب كردند ، و آب مجموع را بجانب قم روانه كردانيدند ، و بقم باغات ساختند ، و انواع سبزه و اوركار زراعت كردند ، و كشتزارهآىء ثيمره و أنار بكلّى خشك كشتند ، و خراب شدند .
و همهء اوقات عرب با ايشان كوشش مىكردند ، و كارزار مىنمودند ، و مردم ايشانرا باسيرى مىكرفتند ، و بذيشان بانواع مضرّت و زيان مىرسانيدند ، و سدّهاىء رودخانهء ايشان مىشكافتند و خراب مىكردند ، تا أهل ثيمره و أنار از قوّة و بطش ايشان عاجز شدند ، و در دفع ايشان هيچ جاره و حيلت نداشتند ، و مقاومت با ايشان نمىتوانستند كرد .
پس بناجار بر حكم عرب فرود آمدند ؛ و كفتند كه ما مطيع و منقاديم ، و طلب رضآىء شما مىكنيم ، و متابعت سيرت شما مىنماييم ؛ امّا زمينهاى ما ريكستانست ، و صبر از آب ندارد ، و زود خشك مىشود ، و زمينهاىء شما نه ريكستان و نه شورستان است ، و اكر كمتر آب بذان رسد تفاوتى نكند ، و زيان ندهد .
پس امتحان و آزمايش كردند ، پارهء از كل قم بركرفتند ، و پارهء از كل زمين ثيمره ، و انتظار كشيدند تا بوقت خشكشدن آن ؛ كل ناحيت قم بمدّت ده روز خشك شد ، و كل ناحيت ثيمره بپنج روز .
پس بر آن اتّفاق كردند ، كه دو دانك از آب أهل قم را باشد ، و چهار دانك أهل
هامش
( 1 ) . پاييز .
( 2 ) . يعنى خود را از تعرض دشمن در حصار قرار دادند .