روايت كردهاند أهل قم ، كه :
« در أيّام عجم « 1 » بقم كاريزها بسيار بودهاند ، و خراب شدهاند و فرود آمده « 2 » ، و آثار آن نابديد شده . جون عرب بقم آمدند ، زياده بر بيست كاريز آب بقم بيرون آوردند ، و روان گردانيدند ، و آنها ايناند كه ذكر خواهد رفت :
[ 1 ] كاريز عبد اللّه بن سعد أشعرى ، خوشاب « 3 » .
[ 2 ] كاريز عبد اللّه بن سعد ، شوراب .
[ 3 ] كاريز سعد بن مالك بن أحوص .
[ 4 ] كاريز عمران و اليسع ، ابنى « 4 » عبد اللّه أشعرى .
[ 5 ] كاريز عبد الرحمن و محمّد ، ابني عبد اللّه بن سعد .
[ 6 ] كاريز أبى بكر بن عبد اللّه بن سعد .
[ 7 ] كاريز مالك « 5 » بن سعد بن مالك بن أحوص .
هامش
( 1 ) . اشاره به دوران ساسانى مىباشد .
( 2 ) . خراب شدن كاريز معمولا در أثر فروريختن و فرودآمدن سقف دالانهاى زيرزمينى مىباشد ، از اينرو همواره و طى ساليان مقنيان و كاريزبانان پر لايروبى كف و ديواره كاريز ، و مرمت و استحكام سقف آن مواظبت مىكنند .
( 3 ) . خوشاب يا شيرين ، در مقابل شوراب يا شور است ، و كاريزها بر دو گونهاند ، بدينگونه كه اگر هنگام حفر چاه و راهروهاى زيرزمينى منتهى به آن ، از رگههاى آب شيرين عبور كند ، آب كاريز شيرين و خوشاب خواهد بود ، و اگر به رگههاى آب شور بخورد آب كاريز شوراب خواهد بود ، در قم تا سالهاى اخير چندين كاريز خوشاب و شوراب برقرار بود ، از آن جمله كوچه جوىشور ( يا به لهجه قمى جوبشور ) كه از آن آب شور عبور مىكرد ، و يا جوى خوش آب كوچه ممتاز ، و جوى خوش آب باجك كه چاه آن در برابر مسجد رضوى قرار دارد .
( 4 ) . ابنى تثنيه ابن مىباشد ، به معناى دو فرزند .
( 5 ) . در اصل « ملك » كه صحيح آن مالك است ، زيرا در رسم الخط عربى معمولا مالك را ملك نوشته ، ولى « مالك » تلفظ مىكنند .