نضر بن عامر أشعرى انداخت « 1 » . سبب آنك أبو علىّ در سرآىء حسين بن نضر نزول كرده بود ، و از سرآىء أبى جعفر محمّد بن على طلحى بذان نقل كرده بود ، پس جون محمّد بن ادريس قمّى كاتب را بجآىء او عامل كردانيدند ، ديكر باره او ديوان خراج را با دار الخراج قديمه انداخت .
و دار الضّرب « 2 » بقم ، آن سرآىء است كه اليوم معروفست بدار الضّرب ، در درب « 3 » و كوجهء كه مشهور است و معروف ، بكوجه و درب دار الضّرب .
و اين دار الضّرب حجرهء « 4 » بود از حجرهآىء سرآىء يزد ، آن حجره را از آن سراى جذا كردند ، و در او به اين كوجه و درب كشودند « 5 » .
و حكايت كنند كه :
« ضرّابان « 6 » كه در قم بودند ، اصل ايشان از اصفاهان بوده است ، و اين عمل ضرب در
هامش
( 1 ) . يعنى ديوان خراج را در سراى حسين بن نضر بن عامر اشعرى قرار داد .
( 2 ) . محل ضرّب سكه .
( 3 ) . در عربى كوچههاى فرعى كه از خيابانهاى اصلى ( - شارع ) يا خيابانهاى فرعى ( - السّكة ) منشعب مىگردد را در صورت باز بودن درب ، و در صورت بنبست بودن زقاق گويند ، و برخى هر دو را درب و زقاق مىدانند .
( 4 ) . اتاق .
( 5 ) . يعنى سراى يزد داراى حجرات و اتاقهاى متعددى بود ، كه از كوچهاى بدان سرا مىرفتند ، و هنگامى كه يكى از اتاقهاى آن سرا را دار الضرب قرار دادند ، ارتباط آن را با سرا قطع نموده و براى آن درى جدا به كوچهاى ديگر - كه نام آن كوچه بتدريج به نام « درب دار الضرب » مشهور شد - گذاشتند . در تاريخ مذهبى قم ص 178 ، به نقل از كتاب گنج شايان ص 172 آمده است :
« طبق اظهار پارهاى از افراد مورد اعتماد ، تا سى چهل سال پيش ، در نزديكى كوچه سنگبند ، كوچهاى به نام دار الضّرب وجود داشته است » . امروزه كوچه سنگبند در محله سيدون از محلات خيابان چهارمردان قم مىباشد .
( 6 ) . ضرّاب از صيغه مفاعله است ، نام كسى است كه پول و سكّه مىسازد .