قوم يزدانفاذار سخن را محافظت كردند ، و به جان و مال مساعدت نمودند ، و آن قدر مال كه ديوار و مناظر بذان بنا توانست كرد بذل كردند ، و معدّ « 1 » كردانيدند .
پس يزدانفاذار ديوارى كه از جانب أبرشتجان بود ، ببنآىء آن قيام نمود ، و از جانب جمكران ، اسفربد بن جلين « 2 » بنا نهاد ، و پسر او صفّين ميان أبرشتجان و جمكران أيضا ديوار كشيد ، جنانج از ديلم ايمن شدند ، و حصار كرفتند .
جنين كويند ، كه : ديلم چندين بار شب مراغبه « 3 » كردند ، و بيذار « 4 » داشتند ، فرصت نيافتند » .
و بعضى ديكر كويند ، كه :
« يزدانفاذار قوم خود را جمع كرد ، و هزار مرد ازيشان كه مؤدّى « 5 » خراج بودند برشمرد و تعيين كرد ، كه هر يك مرد ازيشان هزار درهم جمع كند ، و معدّ سازد . و اين دراهم را مجموع در بيت المال بنهند . و هر مردى ازيشان ، مردى جنكىء شجاع دلير ، با آن مال ضمّ « 6 » كند ، تا جون دشمن روى بذيشان آرد دفع آن بكنند . و اكر سلطان وقت بريشان حمله آرد ، بذان هزار هزار درهم و لشكر ، او را باز كردانند .
هامش
( 1 ) . معد و اعداد : آمادگى .
( 2 ) . احتمالا ضبط صحيح نام فرزند جلين ، اسفرابد باشد ، زيرا مصنف تاريخ قم هنگام ياد كرد روستاهاى قم ص : مىگويد : ( اسفراباد : جلين آن را بنا كرده است ، از بهر پسر خود اسفرابد ، و بنام او نهاده است ، و اسفرابد را حديثى هست . . . ) .
( 3 ) . كذا در اصل ، و در نسخه چاپى : مراقبه ، و شايد مراد از مراغبه ، رغبت بوده باشد ، و گرنه اين ضبط تصحيف مراقبه است .
( 4 ) . در نسخهء چاپى : پنذار .
( 5 ) . پرداختكننده خراج ، و معمولا مردانى خراج كامل را مىپرداختند كه از لحاظ قوت و نيروى جسمانى در سلامت كامل بسر مىبردند .
( 6 ) . افزودن و همراهكردن .