مىرفت ، جون بذين ناحيت « 1 » رسيد ، در غايت خرابى بود ، از خرابىء آن پرسيد ، كفتند : كه هيچ ملكى از ملوك ، هر ناحيت و موضعى را كه اسكندر آن را خراب كرده است ، بعمارت و آبادانىء آن رغبت نمىكند و نمىفرمايد .
چون قباد به دار الملكة « 2 » خود مراجعت مىنمود ، چون بذين ناحيت رسيد ، بفرمود تا آن را عمارت كردند ، و بذين نام نهادند ، و كورهء اصفاهان را به دو شقّ « 3 » كرد ، يكى : شقّ جىّ ، و يكى : شقّ ثيمره ، و اين شقّ ثيمره را بذين اسم نام كرد .
و همجنين : جون عرب بذينجا آمدند ، و فتح اين شقّ بر دست رؤساء مقدّمهء « 4 » لشكر أحنف بن قيس ميسّر شد ، و احنف بثيمره مقيم بود ، و عرب اين كوره را هم شقّ ثيمره نام كردند . و اين اسم بر وى باقى بماند ، تا آنكاه كه رشيد « 5 » آن را كوره كردانيد . پس كوره و شهر را هر دو قم نام كردند » .
بدين دستور كه ما ياد كرديم ، نواحى و رساتيقى كه خارج از ثيمره بودند ، مجموع داخل « 6 » ثيمره كردانيدند - تا غايت « 7 » كه ديوان « 8 » خراج از فارسى با عربى كردند - ،
هامش
هيتال خوانند ، و به تازى گردانيدهاند هيتال به هيطال « لغتنامه دهخدا : هيطال » .
( 1 ) . يعنى ناحيه قم .
( 2 ) . كذا در اصل ، و صحيح آن دار الملك يعنى پايتخت است .
( 3 ) . قسمتى از ناحيه بزرگ كه در آن شهرى قرار داشته باشد .
( 4 ) . پيشآهنگان لشكر
( 5 ) . مقصود هارون الرشيد خليفه مشهور عباسى است .
( 6 ) . يعنى آباديها و روستاهاى پراكنده پيرامون اين شق را از لحاظ ادارى و خراج و ماليات وابسته به اين شق نمودند .
( 7 ) . تا آن هنگام كه .
( 8 ) . ديوان : محل گردآورى دفاتر ( مجمع الصّحف ) ، فارسى معرّب است ، در سبب تسميهء ديوان آمده است كه چون كسرى سرعت عمل منشيان را در اجراى كارها ملاحظه كرد ، گفت اين كار