كه با وجود آن به ائمّهء هدى نيازى نيست زيرا در آن هر چيزى بيان شده است و خداى تعالى خود فرموده است : * ( ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ ) * . ( 1 ) گوئيم : امّا قرآن همين گونه است كه مىگويى و در آن هر چيزى بيان شده است ولى بعضى از آياتش منصوص و مبيّن است و بعضى ديگر از آياتش مختلف فيه است و از وجود مبيّنى كه موارد اختلاف را تبيين كند گريزى نيست ، زيرا روا نبود كه در قرآن اختلاف باشد به دليل آيهء * ( وَلَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ الله لَوَجَدُوا فِيه اخْتِلافاً كَثِيراً ) * ( 2 ) و ناگزير براى مكلَّفين بايد مبيّنى وجود داشته باشد تا با براهين واضحه خردها را خيره و حجّت را تمام گرداند ، چنانچه در هر يك از امّتهاى پيشين نيز مبيّنى وجود داشته است و پس از پيامبر در موارد اختلاف امّت رفع اختلاف مىكردهاند و اهل تورات و اهل زبور و اهل انجيل به كتابهاى خود بىنياز از مبيّن نبودند و خداى تعالى از اين كتابها خبر داده كه در آنها هدايت و نور بوده است و پيامبران به آنها حكم مىكردند و حوائج مردم در آن بوده است .
هامش
( 1 ) - الانعام : 37 .
( 2 ) - النساء : 82 .