من ملاحظه مىكنم كه امر غيبت براى بسيارى از پيامبران و رسولان - صلوات الله عليهم - و حجّتهاى الهى پس از ايشان و پادشاهان صالحى كه از جانب خداى تعالى بودهاند واقع شده است و هيچ يك از مخالفين ما منكر آنها نشده است در حالى كه در طرق روايت ، جميع اين روايات در مقام مقايسه با روايات كثيره و صحيحهاى كه از ناحيهء پيامبر و ائمّه صلوات الله عليهم در امر قائم و دوازدهمين از ائمّه عليهم السّلام وارد شده است از اعتبار كمترى برخوردار است ، روايات صحيحه و صريحهاى كه مىگويد : غيبت او به طول مىانجامد تا به غايتى كه دلها سخت شود و از ظهورش نوميد گردند ، آنگاه خداوند او را ظاهر سازد و زمين به نور جمالش روشن گردد و ظلم و جور با عدالت او نابود شود .
پس تكذيب آن و اقرار به نظائرش چه معنايى مىتواند داشته باشد ؟ جز آنكه بگوئيم آنها مىخواهند نور خدا را خاموش و دين او را باطل كنند ، امّا خداوند نور خود را تمام و كلمهاش را بلند مىگرداند و حق را محقق و باطل را نابود مىسازد گرچه مخالفان مكذّب وعدههاى الهى را خوش نيايد ، وعدههايى كه در بارهء صالحين بر زبان خير النبيّين و ائمّهء طاهرين صلوات الله عليهم جارى شده است .
مقصود ديگر من از ذكر اين اخبار و امثال آن در كتاب اين است كه جميع
كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 537
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٥٣٧