و دريد بن زيد چهار صد و پنجاه سال زندگانى كرد و در بارهء آن چنين سرود :
به زير دست و پاى روزگارم
به پيكار فنا درگير و دارم
زمانه اين نوا را خوش سرايد
تبه سازم هر آن چيزى كه سازم
او در حال احتضار فرزندان خود را فراخواند و چنين گفت : اى فرزندان من ! شما را وصيّت مىكنم كه به مردم بد كنيد و معذرت خواهى آنان را نپذيريد و از لغزش آنان در نگذريد . . .
و تيم الله بن ثعلبه دويست سال زندگانى كرد .
و ربيع بن ضبع دويست و چهل سال زندگانى كرد و اسلام را درك كرد امّا مسلمان نشد .
و معدى كرب حميرىّ دويست و پنجاه سال زندگانى كرد .
و شرية بن عبد الله جعفىّ سيصد سال زندگانى كرد و بر عمر بن خطَّاب در مدينه وارد شد و گفت : من اين درّهاى را كه شما در آن هستيد ديدم نه قطرهاى نه آبى و نه درختى هيچ ندارد و ديگرانى از قوم من همين شهادت شما را مىگويند - كه