تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
ابو محمّد عليه السّلام از محلّ خود فرياد زد اى عمّه ! شتاب مكن ! كه اينجا كار نزديك شده است . گويد : نشستم و به قرائت سورهء الم سجده و سورهء يس پرداختم و در اين اثنا او هراسان بيدار شد و من به نزد او پريدم و به دو گفتم : اسم الله بر تو باد آيا چيزى را احساس مىكنى ؟ گفت : اى عمّه ! آرى ، گفتم : خودت را جمع كن و دلت را استوار دار كه همان است كه با تو گفتم . حكيمه گويد : مرا و نرجس را ضعفى فرا گرفت و به آواز سرورم به خود آمدم و جامه را از روى او برداشتم و ناگهان سرور خود را ديدم كه در حال سجده است و مواضع سجودش بر زمين است او را در آغوش گرفتم ديدم پاك و نظيف است . ابو محمّد عليه السّلام فرياد برآورد كه اى عمّه ! فرزندم را به نزد من آور ! او را نزد وى بردم و او دو كف دستش را گشود و فرزند را در ميان آن قرار داد و دو پاى او را بر سينهء خود نهاد سپس زبانش را در دهان او گذاشت و دستش را بر چشمان و گوش و مفاصل وى كشيد ، سپس فرمود : اى فرزندم ! سخن گوى ، گفت : أشهد أن لا إله إلَّا الله وحده لا شريك له و أشهد أنّ محمّدا رسول الله صلَّى الله عليه و آله و سلَّم سپس درود بر امير المؤمنين و ائمّه فرستاد تا آنكه بر پدرش رسيد و زبان دركشيد .