تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢

باب 41 رواياتى كه در بارهء مادر قائم عليه السّلام وارد شده است و او نامش مليكه دختر يشوعا ( 1 ) فرزند قيصر است

1 - محمّد بن بحر شيبانى گويد : در سال دويست و هشتاد و شش وارد كربلا شدم و قبر آن غريب رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم را زيارت كردم سپس به جانب بغداد رو كردم تا مقابر قريش را زيارت كنم و در آن وقت گرما در نهايت خود بود و بادهاى حارّه مىوزيد و چون به مشهد امام كاظم عليه السّلام رسيدم نسيم تربت آكنده از رحمت وى را استشمام نمودم كه در باغهاى مغفرت در پيچيده بود ، با اشكهاى پياپى و ناله‌هاى دمادم بر وى گريستم و اشك چشمانم را فراگرفته بود و نمىتوانستم ببينم و چون از گريه باز ايستادم و ناله‌ام قطع گرديد ، ديدگانم را گشودم پيرمردى را ديدم پشت خميده با شانه‌هاى منحنى كه پيشانى و هر دو كف
هامش
( 1 ) - في بعض النسخ « يوشما » و في بعضها « يستوعا » .
كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 132 | الشيخ الصدوق / منصور پهلوان