اكنون زمانهء اوست ، زيد از دين يهود و نصارى ملول بود و بدان رضايت نمىداد ، چون آن راهب اين سخنان را به دو گفت شتابان به سوى مكَّه رهسپار شد و چون به اراضى قبايل لخم رسيد بر او ستم كرده و وى را كشتند .
ورقة بن نوفل - كه او نيز مانند زيد در جستجوى دين حنيف بود امّا مانند او عمل نكرد - بر او گريست و اين اشعار را در سوگ او گفت :
ألا ابن عمروى كه ره يافتى
ز تنّور آتش تو رخ تافتى
خداى تو را مثل و مانند نيست
تو را با بتان هيچ پيوند نيست
به رحمت رسد آدمى گاه گاه
اگر قعر ارضش بود جايگاه
2 - عمر بن خطَّاب و سعيد بن زيد گفتند : اى رسول خدا ! آيا براى زيد طلب مغفرت كنيم ؟ فرمود : آرى براى او طلب مغفرت كنيد كه او روز قيامت به تنهائى امّتى محشور مىشود .