خوش گمان مىشدند و خبر او را مىپذيرفتند و چون اين كار بسيار شد و علنى گرديد به امامان خود شكايت كردند ، ائمّه عليهم السّلام نيز به آنها دستور دادند كه روايات مورد اتّفاق را بگيرند ، امّا چنين نكردند و بر طريق عادت خود عمل كردند ، پس خيانت از جانب خود ايشان است ، نه از جانب ائمّهء آنها و امام هم واقف بر همهء اين اخبار جعلى نبود ، زيرا او عالم الغيب نيست بلكه عبد صالحى است كه كتاب و سنّت را مىداند و از اخبار شيعيان نيز آن مقدار كه به او اخبار شود مىداند .
و امّا اين سخن او كه از كجا معلوم است كه اخبار راجع به اصل امامت هم جعلى نباشد ، تفاوتش اين است كه اخبار راجع به امامت متواتر است و تواتر كاشف از كذب نيست ، امّا آن اخبار ديگر ، خبر واحد است كه موجب علم نمىشود و خبر واحد گاهى صادق است و گاهى كاذب و اين طريق تواتر نيست .
اين جواب ماست و هر چه غير اين بگويد از درجهء اعتبار ساقط است .
سپس به او مىگوئيم : در بارهء اختلاف امّت اسلامى چه مىگوئى ؟ آيا آن نيز مانند اختلاف اماميّه نيست ؟ اگر بگويد : خير ، مىگوئيم : آيا رسول اكرم براى
كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 217
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٢١٧