بيرون آمدم و مىدويدم و اسماعيل را ديدم كه با آن قوم نشسته است ، دوباره بازگشتم و او را ديدم كه پردههاى خانهء خدا آويخته است و آن را به اشك ديده خود تر ساخته است ، گويد اين مطلب را به امام صادق عليه السّلام عرضه داشتم فرمود : پسرم گرفتار شيطانى شده است كه به صورت او در مىآيد .
و روايت شده است كه شيطان به صورت نبيّ و يا وصيّ پيامبرى در نمىآيد ، و چگونه ممكن است به امامت او تصريح كرده باشد در حالى كه سخن فوق را در بارهء وى بيان كرده است .
اعتراضى ديگر
زيديّه مىگويند : به چه دليلى امامت اسماعيل را مردود مىدانيد و دليل شما عليه اسماعيليّه كه او را امام مىدانند چيست ؟
در جواب ايشان مىگوئيم : امامت او را به واسطهء همين اخبارى كه ذكر كرديم ، و اخبارى كه در امامت ائمّهء دوازدهگانه وارد شده است و همچنين به واسطهء فوت او در زمان حيات پدرش ردّ مىكنيم ؛ و اخبارى كه در امامت ائمّهء دوازدهگانه وارد شده است در همين كتاب ذكر خواهيم كرد .
كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 139
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص١٣٩