( و امّا حقّ السّائل إعطاؤه على قدر حاجته )
( 1 ) و اما حق كسى كه چيزى بطلبد آنست كه به قدر احتياج أو به أو برسانند هر چه را سؤال كند و گذشت در أبواب زكات
( و امّا حقّ المسؤول ان اعطى فاقبل منه بالشّكر و المعرفة بفضله و ان منع فاقبل عذره )
( 2 ) و اما كسى كه از أو سؤال كنند آنست كه اگر بدهد قبول كن و شكر أو بكن و بدان كه حق سبحانه و تعالى بر أو تفضل نموده است كه أو را مالي داده است كه در مصارف خير صرف مىكند و اگر رد كند سؤالت را كه ندارم يا حاضر نيست عذرش را قبول كن شايد راست گويد و عذرى داشته باشد و گذشت كه بدا حال أو كه رد كند و عذرى نداشته باشد يا عذر را دروغ گويد
( و امّا حقّ من سرّك للَّه تعالى ان تحمد الله تعالى اوّلا ثمّ تشكره )
( 3 ) و اما حق كسى كه ترا خوشحال كند از جهة رضاى حق سبحانه و تعالى آنست كه أولا شكر و سپاس الهى به جا آورى كه أو سبب مسرور شدن تست بعد از آن شكر آن شخص را به جا آورى و أو را به خوبى ياد كنى و دعا كنى
( و امّا حقّ من ساءك ان تعفو عنه و ان علمت انّ العفو يضرّ : ) *
انتصرت قال الله تعالى و * ( لَمَنِ انْتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِه فَأُولئِكَ ما عَلَيْهِمْ مِنْ سَبِيلٍ ) * )
( 4 ) و اما حق كسى كه با تو بدى كرده است و تحصيل اجر عظيم از جهة تو كرده است آنست كه از أو عفو كنى ، و اگر دانى كه عفو ضرر مىرساند انتقام مىتوانى كشيد چنان كه حق سبحانه و تعالى فرموده است كه هر آينه كسى كه انتقام كشد از دشمن خود بعد از آن كه بر أو ستم كرده باشند بر ايشان حرج و