بدان كه مشهور ميان أصحاب آنست كه اگر بيمارى داشته باشد كه شعور نداشته باشد مانند بيهوش يا مرضى كه ضبط خود نتواند كرد چون اسهال : ديگرى به نيابت ايشان مىكند و اگر عذر مرجو الزوال باشد صبر مىكند شايد خوب شود و خود تواند كرد و الا نايب از جهة أو مىكند و أحاديث صحيحه بسيار بر اين معنى وارد است
( و قدر روى معاوية بن عمّار عنه صلوات الله عليه رخصة في الطَّواف و الرّمى عنهما )
( 1 ) و بتحقيق كه وارد شده است بعنوان رخصت به أسانيد صحيحه از آن حضرت صلوات الله عليه و در طواف و رمى از جانب كسير و مبطون ، و ممكن است كه مراد از كسير كسى باشد كه از شتر افتاده باشد و بدنش مجروح باشد و خوف تلويث مسجد بوده باشد يا آن كه عاجز باشد از حركت و در مبطون كه خوف نجس شدن مسجد باشد ظاهر است و از اين جهت رخصت ناميده است كه أصل آنست كه افعال را خود به جا آورد و چون في الجملة اختياري هست كه خود توانند كرد نيابت بر سبيل رخصت است
( و قال في الصّبيان يطاف بهم و يرمى عنهم )
( 2 ) و در صحيح به أسانيد متكثرة منقولست از معاوية كه آن حضرت صلوات الله عليه فرمودند در أطفال كه ايشان را دوش مىكنند و بر دور كعبه مىگردانند و از جانب ايشان رمى جمار مىكنند يعنى أولياء ايشان مانند پدر و جد يا هر مؤمني ولى مؤمن است چنان كه فرموده است حق تعالى شانه كه مؤمنان بعضي از ايشان ولايت دارند بر بعضي و اين حديث در صورتي است كه أطفال مميّز نباشند و الا ايشان را به عبادت و افعال حج مىدارند چنان كه خواهد آمد إن شاء الله تعالى
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 29
مساهمون: محمد تقي المجلسي ( الأول )
ص٢٩