ندوخته نداشته باشد مىبايد كه قبا را مقلوب به پوشد به آن كه رو را پشت كند يا پائين را بالا كند ، و دستهاى خود را داخل نكند در دستهاى قبا بلكه قبا را بر پشت گيرد .
ظاهرا چون اين حديث در كتاب أبو بصير بوده است و قاسم و على از مشايخ اجازهاند و ضعف ايشان ضرر ندارد ، و صدوق ذكر كرده است به آن كه أحاديث صحيحه بر اين معنى وارد شده است و بعضي از آنها نقل خواهد نمود ، يا آن كه اگر أصحاب ايشان در حال استقامت روايت نموده باشند در حالت ضلالت روايت مىتوانند كرد ، و دور نيست كه چنين باشد و اگر نه أحاديث بسيار در مذمّت واقفيه و كفر ايشان خصوصا علي بن أبي حمزه وارد شده است ، و صدوق نيز ذكر كرده است چگونه جايز باشد حديث أو نقل نمودن و گفتن كه ميان من و حق سبحانه و تعالى حجّت است .
( و روى عن الكاهلىّ قال سأله رجل و انا حاضر عن الثّوب يكون مصبوغا بالعصفر يغسل ألبسه و انا محرم فقال نعم ليس العصفر من الطيب و لكنّي اكره ان تلبس ما يشهرك به النّاس . )
( 1 ) و منقولست در صحيح از عبد الله كه شخصي از حضرت امام جعفر صادق صلوات الله عليه سؤال كرد و من حاضر بودم از جامه كه آن را رنگ كرده باشند از گل كافشه و آن را بشويند آيا در حال احرام آن را مىتوانم پوشيد فرمودند كه بلى كافشه بوى خوش نيست و ليكن نمىخواهم كه چيزى به پوشى كه انگشت نما شوى چنان كه ظاهر است و به همين مضمون أحاديث صحيحه و كالصحيح وارد شده است .
( و سأله إسماعيل بن الفضل عن المحرم أيلبس الثّوب قد اصابه الطَّيب فقال إذا ذهب ريح الطَّيب فليلبسه . )