صلوات الله عليهم يا صحابه و تابعين چنان كه در حديث سابق مذكور شد گوسفند و گاو را تقليد مىكردند و بس ، چون جمعى از عامه گاو را اشعار مىكنند و بدعتست بلكه اشعار مخصوص شتر است و تقليد شامل هر سه است و در اين أوقات مردمان ترك كردهاند و مقرر بود كه در گردن شتر و گاو و گوسفند مىكردند ريسمانى يا تسمه پوستى ، چون جمعى از عامه اشعار نمىكردند كه عبث آزار دادن حيوانست و تقليد نمىكردند كه فايده ندارد أئمة هدى صلوات الله عليهم مىفرمايند كه بندگان را أطاعت مىبايد كرد و أكثر علل شرايع مخفى است و اينها أقاويل ملاحده است .
( و روى معاوية بن عمّار عن أبي عبد الله صلوات الله عليه في رجل ساق هديا و لم يقلَّده و لم يشعره قال قد أجزأ عنه ما أكثر ما لا يقلَّد و لا يشعر و لا يجلَّل . )
( 1 ) و به أسانيد صحيحه منقولست كه از حضرت امام جعفر صادق صلوات الله عليه پرسيدند از شخصي كه هدى را براند و اشعار و تقليد آن را نكرده باشند حضرت فرمودند كه از أو مجزى است چه بسيار است آن چه آن را تقليد و اشعار و جل نمىكنند ، و ظاهرا از جهة تعظيم هدى مستحب است كه جلهاى قيمتي كنند آن را و جلها را بعد از ذبح تصدق نمايند .
( و روى الحسن ابن محبوب عن جميل بن صالح عن الفضيل بن يسار قال قلت لأبي عبد الله صلوات الله عليه رجل احرم من الوقت و مضى ثمّ انّه اشترى بدنة بعد ذلك بيوم أو يومين فاشعرها و قلَّدها و ساقها فقال ان كان ابتاعها قبل ان يدخل الحرم فلا باس قلت فانّه اشتراها قبل ان ينتهى إلى الوقت الَّذى يحرم منه فاشعرها و قلَّدها ) *
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 516
مساهمون: محمد تقي المجلسي ( الأول )
ص٥١٦