تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 490

مساهمون:

ص٤٩٠
و اظهر آنست كه تشبيه در أصل وقوف باشد نه در مقدار آن زيرا كه اگر در مقدار باشد به قدر يك ختم قرآن و چهار جزو مىشود و اين مقدار را در يك شبانه رور نمىتوان خواندن بتانى پس اظهر آنست كه مرتبه أول در صفا و مروه توقف بسيار نموده باشد و در باقي كمتر . پس چون از سعى فارغ شدند و آن حضرت در مروه بودند رو به مردمان كردند و حمد و ثناى الهى به جاى آوردند پس اشاره به عقب أو فرمودند و فرمودند كه اين جبرئيل است كه از حق سبحانه و تعالى آمده است و مرا امر مىكند كه من امر كنم كساني را كه سياق هدى نكرده‌اند كه محل شوند به آن كه تقصير كنند و اگر من مىدانستم كه چنين خواهد شد من نيز محل مىشدم چنان كه شما را امر مىكنم به محل شدن و ليكن من سياق هدى كرده‌ام و سزاوار نيست كسى را كه سياق هدى كرده باشد كه محل شود تا هدى به محل خود رسد . پس شخصي از آن جماعت كه عمر بن الخطاب بود گفت معقولست كه ما به قصد حج در آمده باشيم و در مكة با زنان خود جماع كنيم و متوجه عرفات شديم و از سرها و موهاى آب غسل ريزد ، و سنيان حتى بخارى همين حديث را ذكر كرده‌اند و گفته‌اند كه عمر گفت اين عبارت را كه خوبست كه از ذكرهاى ما آب منى ريزد پس حضرت سيد المرسلين صلَّى الله عليه و آله فرمودند كه تو هر گز به اين حج تمتع ايمان نخواهى آورد پس سراقة بن مالك گفت يا رسول الله دين خود را دانستيم كه گويا امروز مخلوق شده‌ايم يعنى از گذشتهاى ما در گذشته‌اند آيا اين حج تمتع در اين سال است يا بعد از اين نيز خواهيم كرد پس حضرت فرمودند كه هميشه حكم الهى چنين است تا روز قيامت .