تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 465

مساهمون:

ص٤٦٥
فلمّا أردنا ان نخرج قال عليكم ان تغتسلوا ان وجدتم ماء إذا بلغتم ذا الحليفة ) ( 1 ) به دوازده سند صحيح و نه سند حسن كالصحيح منقولست از هشام كه با جمعى در مدينه مشرفه بوديم به خدمت حضرت امام جعفر صادق صلوات الله عليه فرستاديم كه مىخواهيم شما را وداع كنيم حضرت فرستادند به نزد ما كه در مدينه غسل كنيد كه مىترسم كه آب نيابيد در مسجد شجره يا در آن فضا پس غسل كنيد در مدينه و جامهاى احرامتان را به پوشيد و يك يك بياييد يا دو دو يا دو دو و بنا بر نسخه أو يا واو و ظاهرا غرض اين بود كه آن جماعت بسيار نروند كه خبر به خلفا رسد كه هزار كس به نزد أو مىرفتند چون آن ملاعين بنى أمية يا بنى عباس مىترسيدند كه مبادا اراده خروج كنند چون بنى حسن بسيار خروج مىكردند و از بنى حسين نيز زيد خروج كرده بود و چون تازه به پادشاهى رسيده بودند أئمة معصومين صلوات الله عليهم را شهيد مىكردند به توهّم و احتمال . راوي گويد كه به نحوى كه فرمودند متفرق رفتيم و چون به خدمت حضرت رسيديم ابن أبي يعفور عرض نمود كه چه مىفرماييد در روغن ماليدن بر بدن بعد از غسل احرام پيش از احرام حضرت فرمودند كه باكى نيست پيش از غسل و بعد از غسل و با غسل يعنى اندكى پيش يا اندكى پس يا در اثناى غسل به آن كه چون سر را بشوييد روغن بماليد و همچنين جانب راست و جانب چپ پس حضرت فرمودند كه شيشه روغن به آن را كه دانهء بوده است مانند گنجد بسيار خوشبو بوده است و در اين بلاد نمىباشد و در آن روغن چيزى ديگر از مشك و عنبر نبود آوردند پس فرمودند كه همه از آن روغن ماليديم بر خود و چون خواستيم كه بيرون آييم فرمودند كه اگر