و فكر كن و در عواقب آن امر در وقتي كه ايستاده باشى و در وقت نشستن و در وقت خواب و در حالت اكل و شرب و در حالت نماز چون در حالت نماز هر چه در خاطر مىافتد بمنزله وحى است و بهتر آنست كه در حالات مقدمات نماز و تعقيب نماز آن فكر را بكنى نه در اثناى نماز ، و دور نيست كه از جهة خير خواهى برادر مؤمن جايز باشد بي كراهتى و غرض اينست كه در جميع أحوال فكر كنى در مشورت آن شخص چنان كه در محاسن و كافى است في مشورته و در أكثر نسخ اين كتاب في مشورتك است يعنى در مشورتى كه تو از جهة أو كنى و ظاهرا در اين كتاب سهو از نساخ شده باشد و اگر كسى آن چه خير أو باشد نگويد حق سبحانه و تعالى عقل و ادراك و يافت أو را از أو مىگيرد و امانت أو را از أو زايل مىكند .
و چون به بيني كه رفقاى تو پياده شدهاند تو نيز پياده شود و چون به بيني كه ايشان كار مىكنند تو نيز آن كار را بكن ، و اگر تصدق كنند و يا چيزى طلبند بلى بگو و نه مگو زيرا كه نه گفتن از ماندن و جهالت است چون خزينه الهى كمي ندارد و بلى بمعنى آن اينست كه اگر حق سبحانه و تعالى بدهد من بدهم و نه اين معنى كه خدا نمىدهد و اگر بدهد من نمىدهم و اين محض جهالت است و گوينده اش مستحق ملامت است .
و چون در راه حيران شويد فرو آييد و اگر دو راه باشد و ندانيد كه راه شما كدامست اندكى بايستيد و مشورت كنيد با يكديگر و اگر يك كس را به بينيد از أو مپرسيد كه راه كدامست و به گفته أو عمل مكنيد كه يك كس در صحرا اين كسرا به شك مىاندازد و بسا باشد كه جاسوس دزدان باشد يا شيطانى باشد كه شما را حيران كرده است يا كند ، و از دو كس نيز اجتناب كنيد و به گفته ايشان عمل مكنيد مگر آن كه قراين چند باشد كه معلوم شود كه
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 425
مساهمون: محمد تقي المجلسي ( الأول )
ص٤٢٥