تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 368

مساهمون:

ص٣٦٨
سيد الأنبياء صلَّى الله عليه و آله رسيدند گفتند يا رسول الله چهار أسب به هديه آورده‌ام از جهة شما حضرت فرمودند كه آن را وصف كن از براي من اين اسبها را يا رنگها را نام ببر حضرت فرمودند كه رنگها مختلف است حضرت فرمودند كه نشان دار هست گفتند بلى فرمودند كه سرخ نيم رنگ نشان دار است گفتند بلى حضرت فرمودند كه آن را از جهة من نگاه دار پس حضرت أمير المؤمنين گفتند كه دو سمند نشاندار هست حضرت فرمودند كه آنها را به حسنين صلوات الله عليهما ده پس گفتند كه چهارمين سياه بي نشانست حضرت فرمودند كه آن را به فروش و نفقه عيال خود كن به درستى كه مباركى أسب در نشانست . و باز سليمان گفت كه از حضرت أبو الحسن صلوات الله عليه شنيدم كه مىفرمودند كه هر كه از خانه خود يا از خانه ديگرى بيرون رود أول روز و أسب آلى به بيند كه با نشان باشد يا نشانها داشته باشد در پيشانى و بيني و چهار دست و پا آن روز مبارك باشد بر أو و نفعها بيابد ، و اگر سفيدى پيشانى كشيده باشد تا بيني آن روز در نهايت سرور و خوشحالى باشد و نه بيند در آن روز مگر سرور و خوشحالى و حق سبحانه و تعالى حاجتش را برآورد ، و بنا بر نسخه اگر به حاجتي روانه شود و اسبى را به بيند أول بار يا چنان اسبى كه گذشت به بيند حق سبحانه و تعالى حاجتش را برآورد
( و قال الصّادق صلوات الله عليه كانت الخيل وحوشا في بلاد العرب فصعد إبراهيم و إسماعيل عليهما السّلام على أبى قبيس فناديا الا هلا الا هلمّ فما بقي فرس الَّا اعطى بقياده و أمكن في [ من خ ] ناصيته ) ( 1 ) و كلينى در موثق كالصحيح روايت كرده است از زراره پس صحيح باشد چون طريق صدوق به زراره صحيح است و صدوق از عبد الله بن عباس