تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
گفتند يا عثمان از جهة أبو ذر چيزى بفرست كه دهانش بسته شود عثمان گفت گمان ندارم كه قبول كند تا آن كه دويست مثقال و بروايتى دو كيسه پر از زر سرخ به دو غلام داد كه اگر سعى كنيد كه أبو ذر اين مال را از شما قبول كند شما آزاديد از مال من و هر چه گويد معارضه مكنيد تا آن كه آن دو غلام به نزد أبو ذر آمدند و سلام عثمان را به أو رسانيدند و گفتند أمير المؤمنين عثمان اين مال را از جهة تو فرستاده است . أبو ذر گفت أمير الفاسقين است أمير المؤمنين علي بن أبي طالب است و من احتياج ندارم گفتند ناچار است از قبول گفت آيا بهر يك از مسلمانان اين مقدار رسيده گفتند نه و عثمان قسم ياد كرد كه اين مال حلال است گفت احتياج ندارم ، ايشان گفتند كه در خانه تو هيچ چيز نيست أبو ذر گفت كه در آن پاپوچه دو تا نان خشك جو هست كه يكى را امشب افطار به آن خواهم كرد اگر بمانم ، و ديگرى را فردا شب اگر بمانم و اگر بميرم از من مانده است اين دو نان يا يك نان و چه بد خواهد بود حال من ، ايشان گفتند اگر تو قبول كنى ما آزاد مىشويم گفت اگر من بگيرم بنده أو خواهم شد . و چون أبو ذر بسيار معتبر بود نزد صحابه علاجى نمىتوانست كردن به غير آن كه أبو ذر را به نزد معاوية فرستاد به شام كه شايد معاوية أو را به حيله بكشد معاوية أبو ذر را در محله جا داد كه معروفست الحال به محله خراب أهل آن محله همه شيعه شدند و تا حال شيعه‌اند معاوية أو را به جبال شام فرستاد و أهل آن جبال همه شيعه شدند ، و مشهور است به جبل عامل و تا حال شيعه‌اند و مجتهدان بسيار بهمرسيدند و هميشه علما و فضلا و صلحا و اتقيا در آنجا بيش از جاهاى ديگر مىبودند و الحال نيز خوبان در آنجا بسيار هستند و أهل آنجا غالبا عادلند تا از آنجا به اين بلاد نيايند .
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 328 | محمد تقي المجلسي ( الأول )