تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
حضرت فرمودند كه زيرا كه معنى الله أكبر در آن مقام كه بنده مىگويد اين است كه حق سبحانه و تعالى از آن بزرگتر است كه مانند بتهاى تراشيده باشد و مانند خدايانى باشد كه آنها را عبادت مىكنند زيرا كه اينها سنگ بي اعتبارند كه از همه موجودات خسيسترند چه نسبت خاك را با عالم پاك و به درستى كه إبليس كه پدر شياطين است با شياطين بسيار مىآيد كه راه را بر بنى ادم تنگ كنند و از حضور قلبشان بيندازند و چون تكبير را مىشنوند با شياطين مىگريزند به عنوان پريدن و فرشتگان از عقب شياطين مىروند تا ايشان پنهان مىشوند در درياى محيط عرض نمودم كه به چه سبب سنت است نو حاجى را داخل شدن در كعبه نه آن كساني كه حج كرده‌اند ايشان را سنت مؤكد نيست يا سنت نيست بلكه تطوع است حضرت فرمودند كه نو حاجى غالبا حج را به جا مىآورد و أو را به حج بيت الله خوانده‌اند پس لازم است كه داخل شود در خانه كه أو را به آن خوانده‌اند تا أو را تكريم و تعظيم كنند در آن خانه مشهور است كه شخصي در گرماى عظيم پياده مىرفت رسيد به شخصي كه در تخت روان بود و چند كس أو را باد مىزدند آن درويش گفت كه اگر فرداى قيامت ثواب مرا با تو يكسان دهند داخل بهشت نشو آن غنى گفت كه اگر مرا ثواب تو دهند به بهشت نروم درويش گفت چرا غنى گفت مرا خوانده‌اند به ضيافت و تو طفيلى نخواندهء داخل مىشوى . سليمان گفت عرض نمودم كه چرا واجب و لازم است كه نو حاجى سر بتراشد نه آن كسى كه سابقا حج كرده باشد حضرت فرمودند كه تا علامت ايمنان از عذاب الهى داشته باشد نمىبينى كه حق سبحانه و تعالى مىفرمايد كه به ذات خودم قسم ياد مىكنم كه البتة داخل مسجد الحرام