تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
بن متى بتشديد تا گذشتند بر هموارى صحراى روحا و مىگفتند كه لبيك اى خداوندى كه غمها و المهاى عظيم را تو بر طرف مىكنى چنان كه مرا از شكم ما هي نجات دادى لبيك در خدمت و بندگى تو ايستاده‌ام يا آمده‌ام به حج ، و حضرت عيسى بن مريم بصفائح روحا گذشتند و مىفرمودند كه لبيك به خدمت تو آمده‌ام من بنده تو و پسر كنيز توام مريم لبيك چون طلبيده آمده‌ام ، و حضرت سيد المرسلين صلى الله عليه و آله گذشتند بر همواريهاى صحراى روحا و مىگفتند لبيك اى خداوندى كه بندگانت را به سبب بندگيها به مراتب عاليه مىرسانى و از عرش در مىگذرانى به حسب صورت و معنى يا آن كه رتبه كمالات تو به مرتبه ايست كه عقول أنبيا و أوصيا و ملائكة و غير ايشان از رسيدن به يافت كمالات تو عاجزند . و مناسبت هر تلبيه به صاحبش ظاهر است و خصوصيت روحا را مرتبه هست كه ظاهر نيست كه وجهش چيست كه همه پيغمبران صلوات الله عليهم در اينجا اين تلبيات مىگفته‌اند ، و ممكن است كه سر بالا يا سراشيب باشد و خواهد آمد استحباب تكرار تلبيه در هر بلندى و پستى و مناسب اين بود كه فقهاء اين موضعها را به خصوص ذكر مىكردند ( و كان موسى عليه السّلام يلبّي و تجيبه ) ( 1 ) الجبال گذشت در حديث جابر كه حضرت موسى لبيك مىگفت و كوهها جواب مىدادند ممكن است كه همين جواب متعارف باشد در كوههاى كه منفذى نداشته باشد هر چه مىگويند همان را مىشنوند و صفايح روحا چنين باشد و دوستان را از خصوص جواب كوه لذتهاست . و ممكن است كه جواب جناب أقدس الهى باشد كه از كوه ظاهر سازد چنان كه از شجره با آن حضرت سخن فرمود