چون حضرت إبراهيم بر حجر مقام ايستادند هر دو پاى آن حضرت در آنجا فرو رفت ، و دويم حجر الأسود ، است و سيم حجر است كه منزل إسماعيل بوده است و چندين هزار سال است كه آن اثر باقي است و كالصحيح منقول است از حضرت امام محمد باقر صلوات الله عليه كه چون حق سبحانه و تعالى امر فرمود حضرت إبراهيم عليه السّلام را كه ندا كند و مردمان را به حج بخواند بر اين سنگ مقام ايستادند پس بلند شد تا محاذى كوه أبو قبيس پس مردمان را به حج خواند و حق سبحانه و تعالى آواز أو را رسانيد به هر كه در پشت پدرها و رحم مادرها بود و تا قيام قيامت موجود خواهد شد .
و بنا بر اين حديث أصل مقام آيات بينات دارد چنان كه جمعى گفتهاند و آن تأثير قدمهاست ، و بلند شدن آن ، و پست شدن آن و آواز آن حضرت را به كافهء عالميان رسانيدن ، و در اين دغدغه نيست كه اگر نه اين از صدا بود مىبايست كه جمعى كه تابع عقل محضند به حج نروند ، و اگر روند يك بار پيش نروند مع هذا همان جماعت به اضطرار مكرر مىروند ، و وجه ديگر گفتهاند كه أصل مقام با آن كه يك آية است به منزله آياتست با آن كه تأثير قدم در آن شده است چندين هزار سال مانده است با آن كه كفار و ملاحده پادشاهان بودند و مىتوانستند كه زايل كنند حق سبحانه و تعالى نگذاشت و باقي ماند مانند حجر الأسود نيز چنان كه حق سبحانه و تعالى فرموده است كه * ( إِنَّ إِبْراهِيمَ كانَ أُمَّةً ) * يك أو را به منزله صد هزار شمرد تعالى شانه و صحيحه زراره كه خواهد آمد مشعر است بر آن كه أصل مقام آياتست با آن كه آية احتمال اين دارد كه مراد از آيات چند چيز باشد چنان كه جمعى گفتهاند .
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 192
مساهمون: محمد تقي المجلسي ( الأول )
ص١٩٢