صحيح باشد كه آن حضرت صلوات الله عليه فرمودند كه چون حضرت آدم از منى روانه شدند به جانب مكة فرشتگان در ابطح به استقبال حضرت آدم در مكة آمدند در ابطح و گفتند يا آدم حجت قبول باد به درستى كه ما گروه فرشتگان اين خانه را پيش از آن كه تو حج كنى حج كردهايم و هزار سال در وقتي كه ساكنان زمين ملائكة بودند .
( و نزل جبرئيل عليه السّلام بمهاة من الجنّة و روى بياقوتة حمراء فادارها على رأس آدم و حلق رأسه بها )
( 1 ) و كالصحيح منقول است از على علوي كه گفت سؤال كردم از حضرت امام محمد تقي صلوات الله عليه كه چون آدم حج كرد سر خود را بچه چيز تراشيد حضرت فرمودند كه جبرئيل ياقوتى از بهشت آورد ، و در روايت أول صدوق ياقوت سفيدى و منافاة نيست ميان هر دو و بر سر حضرت آدم گردانيد و سر حضرت آدم را بان تراشيد و صدوق چنين فهميده است كه ياقوت سرخ مىباشد و غافل شده است كه ياقوت سفيد و زرد و كبود مىباشد و لفظ حمرا در كافى نيست و بر تقديرى كه باشد ممكن است كه يك بار ياقوت سفيد آورده باشد و يك بار سرخ
( و روى انّه كان طول سفينة نوح ألفا و مائتي ذراع و عرضها مائة ذراع و طولها في السّماء ثمانين ذراعا فركب فيها فطافت بالبيت سبعة أشواط و سعت بين الصّفا و المروة سبعا ثمّ استوت على الجودىّ )
( 2 ) و كلينى كالصحيح روايت كرده است كه حضرت امام محمد باقر صلوات الله عليه فرمودند كه در ازاى كشتى نوح هزار و دويست ذرع بود و عرضش صد ذرع بود و در كافى هشتصد ذرع و اين اظهر است و ظاهرا ثمان از قلم نساخ افتاده است و طولش از طرف آسمان كه عبارت از عمق باشد