تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 588

مساهمون:

ص٥٨٨
و اگر كاشى يا قمى مذمت كنند يكى از اين دو را تا كشتن همراهند و سيد بن طاوس در كتاب يقين احاديث كفر ثلاثه را از علماى اهل سنت روايت كرده است و ذكر كرده است كه عهده صحت اين حديث بر ناقل آن است مرا به آن كارى نيست و اگر علماء شيعه نقل كرده بودند من روايت نمىكردم و مشهور است كه چون شيخ طوسى در زيارت عاشورا ذكر كرده اللهم العن الاول و الثانى و الثالث علماء عامه اعتراض كردند كه اينها كيستند شيخ حديثى از طرق ايشان نقل كرد كه مراد از اول قابيل است كه وضع كرد كشتن را و دويم فرعون است و سيم هامان است و راضى شدند از او زيرا كه ايشان در زمان خلفاى بنى عباس بودند و همه كس مىدانستند كه ايشان شيعه‌اند اما سب نمىتوانستند كردن . پس حضرت فرمودند كه اين جماعت بر منبر من بالا مىجستند مانند ميمون و به زير مىجستند و مردمان را از راه حق گمراه مىكردند و پس پس به كفر بر مىگشتند پس جبرئيل عليه السّلام گفت كه به حق خداوندى كه ترا به راستى به پيغمبرى فرستاده است كه من بر اين معنى مطلع شده‌ام و فى الحال به آسمان رفت و چون اندك زمانى برگشت و چند آيه از جهت تسلى خاطر آن حضرت آورد يكى اين آيه كه ترجمه اش اين است كه آيا مىبينى كه اگر ما چند سالى ايشان را باز گذاريم و بعد از آن بيايد به ايشان و آن چه ايشان را وعده داده‌اند از عذاب دنيا يا عقبى فايده نمىدهد ايشان را تمتعات دنيوى ايشان در دفع عذاب از ايشان و به همه رسيد آن چه رسيد و چندين هزاران هزار لشكر عمر دفع نكرد از او ابو لؤلؤ را و همچنين عثمان و ملك بنى اميه و عباسيان همه مستاصل شدند به حيثيتى كه از ايشان اثرى و خبرى نماند .