تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 467

مساهمون:

ص٤٦٧
مىكند . و مؤيد اين است حديث حسن كالصحيح ابن اذنيه كه گفت عريضه به حضرت امام جعفر صادق صلوات الله عليه نوشتم كه چه حد دارد مرضى كه مريض به سبب آن افطار مىكند روزه را و مرضى كه مريض نماز را ايستادنش را ترك مىكند حضرت همين آيه را نوشته بودند كه بلكه آدمى بر حال خود بيناست و فرمودند كه اين حد را به او گذاشته‌اند خود اعلم است به حال خود از ديگران . و در صحيح از محمد بن مسلم منقول است كه گفت عرض نمودم به آن حضرت صلوات الله عليه كه چيست حد مريضى كه در نقاهت باشد در روزه گرفتن حضرت فرمودند كه اين حد را به او گذاشته‌اند و او اعلم است به حال خود در مرض و در نقاهت بعد از مرض هر گاه قوت به همرساند روزه بگيرد و نقاهت آنست كه تب مثلا مفارقت كرده است و ضعيف است . ( و روى جميل بن درّاج عن الوليد بن صبيح قال حممت بالمدينة يوما فى شهر رمضان فبعث إليّ ابو عبد الله صلوات الله عليه بقصعة فيها خل و زيت و قال لي افطر و صلّ و أنت قاعد . ) ( 1 ) و منقول است در صحيح از وليد كه گفت تب كردم در مدينه مشرفه روزى در ماه رمضان پس حضرت امام جعفر صادق صلوات الله عليه كاسه فرستادند كه در آن سركه و روغن زيت بود و فرموده بودند يا به من فرمودند بعد از ملاقات چنان كه ظاهر لفظ است و در كافى لي نيست كه افطار كن روزه را و نماز را نشسته بكن و ظاهر حديث آنست كه در خوردن و ايستادن مساهله هست كه به سبب حمى يوم مىتوان خورد و نشسته نماز مىتوان كرد و محتمل است كه حضرت حال او را داند كه قدرت بر هيچ يك نداشته خصوصا در