باشد پس حضرت فرمودند كه اين خرما را بگير و تصدق كن بر شصت مسكين آن مرد گفت كه به حق آن خداوندى كه ترا به راستى به خلايق به پيغمبرى فرستاده است كه در ميان اين دو سنگستان كه كل مدينه باشد خانه نيست كه محتاج تر باشد به تصدق از ما حضرت فرمودند كه بگير اين خرما را و تو و اهل خانه ات بخوريد كه اين كفاره تست .
( و فى رواية جميل بن درّاج عن ابى عبد الله صلوات الله عليه انّ المكتل الَّذى اتى به النّبيّ صلَّى الله عليه و إله كان فيه عشرون صاعا من تمر )
( 1 ) و در روايت صحيح از جميل از حضرت امام جعفر صادق صلوات الله عليه مرويست كه آن زنبيلى كه از جهة حضرت آوردند بيست صاع خرما داشت و روايت را كلينى و شيخ در صحيح از آن حضرت صلوات الله عليه روايت كردهاند كه از آن حضرت سؤال كردند از شخصى كه افطار كند روزى از ماه رمضان را عمدا حضرت فرمودند كه شخصى به خدمت حضرت سيد المرسلين صلى الله عليه و آله آمد و گفت يا رسول الله هلاك شدم و مستحق جهنم شدم حضرت فرمودند كه چه واقع شده است گفت يا رسول الله آتش جهنم را از جهة خود حاصل كردهام فرمودهاند كه چه كرده گفت با اهل خود جماع كردهام حضرت فرمودند كه تصدق كن و استغفار كن پس آن مرد گفت به حق آن خداوندى كه حق ترا عظيم گردانيده است كه در خانه من چيزى نيست نه اندك و نه بسيار پس شخصى از جهة آن حضرت زنبيلى از خرما آورد كه در آن بيست صاع بود كه به اين صاع ماده صاع بوده باشد پس حضرت سيد المرسلين صلى الله عليه و آله فرمودند كه اين خرما را بگير و تصدق كن گفت يا رسول الله به كه تصدق كنم و
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 399
مساهمون: محمد تقي المجلسي ( الأول )
ص٣٩٩