تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
مىتوانى كرد يعنى اگر خواهى كه بيامرزى و رحم كنى خداوندى و مىتوانى كرد .
( و قال الصّادق صلوات الله عليه لا تنشد الشعر بليل و لا تنشده فى شهر رمضان بليل و لا نهار فقال له اسماعيل يا ابتاه و ان كان فينا قال و ان كان فينا ) ( 1 ) و در صحيح و حسن كالصحيح منقولست كه آن حضرت صلوات الله عليه فرمودند كه شعر مخوان در شب و شعر مخوان در ماه رمضان در شب و روز پس اسماعيل پسر آن حضرت گفت كه‌اي پدر بزرگوار اگر چه شعر در مدح ما باشد كراهت دارد حضرت فرمودند كه اگر چه در مدح ما باشد . و در صحيح از حماد منقولست كه گفت شنيدم كه آن حضرت صلوات الله عليه فرمودند كه مكروهست خواندن شعر روزه دار و محرم را در حرم و در روز جمعه و در هر شبى نيز مكروهست حماد گفت عرض نمودم كه اگر چه شعر حق باشد حضرت فرمودند كه اگر چه شعر راست باشد .
( و قال النّبيّ صلَّى الله عليه و إله ما من عبد صائم يشتم فيقول انّي صائم سلام عليك لا اشتمك كما تشتمنى قال الرّب تبارك و تعالى استجار عبدى بالصّوم من شرّ عبدى قد اجرته من النّار ) ( 2 ) و كالصحيح منقول است كه آن حضرت صلى الله عليه و آله فرمودند كه هر بنده كه روزه باشد و او را دشنام دهند او با خود گويد يا به او گويد كه من ترا دشنام نمىدهم چنان كه مرا دشنام دادى و به او سلام كند در عوض دشنام البته حق سبحانه و تعالى فرمايد كه اين بنده در پناه روزه من در آمد از شر بنده من و در بعضى نسخ شتم به جاى شر است يعنى از دشنام دادن بنده من : من او را از آتش جهنم در پناه خود در آوردم و در موثق سكونى به همين نحو است و در آخرش