تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
كور مادر زاد را روشن مىكرد و ابرص را صحيح مىكرد و از ضمير مردم خبر مىداد و از آن چه ذخيره گذاشته بودند از جهة خود خبر مىداد و اين كارها را به غير از خدا يا پسر خدا مىتواند كرد و از مزخرفات غلو بسيار گفتند . حضرت فرمودند كه هم چنان كه جميع پيغمبران بنده بودند و معجزات مىنمودند باذن خدا حضرت عيسى نيز اينها را مىكرد باذن الله و از بندگى عار نداشت ، و چون خدا باشد كسى كه مركب باشد از گوشت و خون و استخوان و اعضا و جوارح با آن كه چيزى مىخورد و مىآشاميد و به بيت الخلا مىرفت ، و خداوند او خداونديست يگانه حق كه چيزى مانند او نيست گفتند پس چرا پدر نداشت حضرت فرمودند كه آدم پدر و مادر نداشت و چيزى دشوار نيست نزد قدرت الهى ، و هر چرا اراده كند كه بگويد باش مىباشد پس جبرئيل آمد و اين آيه را آورد كه داستان عيسى مثل داستان حضرت آدم بود كه او را از خاك آفريد و او را گفت موجود شد ايشان گفتند اينها فايده ندارد بيا تا با تو مباهله كنيم پس جبرئيل آمد و آيه مباهله را آورد و مجملى از آن در باب خمس مذكور شد و تفصيلش را إن شاء الله در مجمع البحرين خواهى يافت . پس حضرت فرمودند كه حق سبحانه و تعالى مرا امر فرموده كه با شما مباهله كنم اگر بر سر گفته خود باشيد و بر نگرديد ايشان گفتند كه فردا وعده است كه مباهله كنيم و نصارى روانه جاى خود شدند و با يكديگر گفتند كه حجت محمد ( ص ) بر ما تمام شد يك چيز مانده است اگر فردا با جميع اصحاب خود خواهد آمد با او مباهله مىكنيم و اگر با خواص خود مىآيد مباهله نمىكنيم زيرا كه اين طريقه انبياست چنان كه حضرت موسى مباهله نمود با قارون و با موسى هارون بود و پسرهاى هارون ، قارون به زمين فرو رفت و هر گاه